انجمن یاران منتظر
عنوان موضوع :دلنوشته محرم
نویسنده :وحید زنجانی



پشت ماشینی نوشته بود :



یزید اگه مردی بیا فلان آباد ...



و یه ماشین دیگه ، پشت شیشه اش نوشته بود :



یزید مگه نیای فلان شهرff0000;"> ( شهر خودشونff0000;"> )



با خودم فکر کردم کوفیا هم اینو می گفتند و چقدر هم از خودشون مطمئن بودند . ولی وقتی طلاها ، تهدیدها و تزویر های ابن زیاد رو دیدند همون ادمها به جنگ شریفترین انسان روی زمین رفتند و چه ناجوانمردانه و روباه صفت ،  فرزند رسول خدا و بهترین یاران اون رو کشتند و حرمت خاندان رسول خدا رو زیر پا گذاشتند ...



روز عاشورا از تلویزیون بصورت زنده ورود رود خروشان عزادارن به حرم امام حسین علیه السلام رو میدیم ... چقدر خروشان بود ... جمعیت میلیونی بود ...



حسرت خوردم و اشکم در اومد که آخه روز عاشورا کجا بودید و کجا بودند ؟ هفتاد و دو نفر اونهم تشنه لب در برابر بیش از سی هزار نفر مرد مسلح ... خیلی هاشون کسانی بودند که به اون حضرت دعوتنامه نوشته بودند ...



ff0000;">===============



خدایا ما رو لحظه ای و کمتر از لحظه ای به خودمون وانگذار ...



خدایا کمک کنffd700;"> زر و زور و تزویر راهزن ایمانمون نشن ...



خدایا ...