انجمن یاران منتظر
عنوان موضوع :روایت رهبری از شهید خرازی
نویسنده :حسنعلی ابراهیمی سعید


FF0000;">مي گفت كاري به خط و خط بازي ها نداشته باشيد، ببينيد امام چه مي گويد، مسير امام كدام است.



FF0000;">اگر قبول داريد امام ولي فقيه هستند كه مسلماً هستند، پس ما بايد با او باشيم؛



FF0000;">هرچه گفت بپذيريم، هركه را انتخاب كرد قبول كنيم.






800000;">به گزارش ساجد، اين پايگاه اطلاع رساني در ادامه انتشار ويژه نامه «پلاك» به مرور خاطرات همرزم شهيد خرازي و بيانات حضرت آيت الله خامنه اي در ارتباط با اين سردار شهيد پرداخته است.





2F4F4F;">* هرچه داريم از بركت امام است




 

008000;">آشنايي من با شهيد خرازي از سال 58 است؛ يعني درست بعد از پيروزي انقلاب و شروع كار كميته هاي دفاع شهري در رابطه با انتظامات شهر و دستگيري افراد ضدانقلاب بود و اين آشنايي همچنان دوام يافت و در اكثر عمليات رزمندگان اسلام با ايشان ارتباط نزديك داشتم.





8B4513;">در رابطه با خصوصيات شهيد خرازي به گوشه اي از روحيات سياسي و اجتماعي او اشاره مي كنم:



8B4513;">بارها با ايشان درباره مسئولين شهر و استان اصفهان صحبت كردم چون او اهل اصفهان بود و اصولاً لشگر امام حسين(ع) از اصفهان است.



8B4513;">او مي گفت كاري به خط و خط بازي ها نداشته باشيد، ببينيد امام چه مي گويد، مسير امام كدام است.



8B4513;">اگر قبول داريد امام ولي فقيه هستند كه مسلماً هستند، پس ما بايد با او باشيم؛ هرچه گفت بپذيريم، هركه را انتخاب كرد قبول كنيم.



8B4513;">اگر نماينده اي را براي منطقه اي برگزيد، مطيع نماينده او باشيم.



8B4513;">اگر كسي مسئوليتي دارد از بركت خون شهدا دارد از وجود نازنين امام دارد.



8B4513;">ما درباره سياست بايد به او اقتدا كنيم.





008080;">او به راستي داراي تقواي سياسي بود با وجودي كه فرمانده سپاه و لشگر بود و امكانات فراوان در دست او بود، اما درست مثل يك بسيجي ساده زندگي مي كرد. بارها مي گفت:



008080;">من يك پاسدار هستم.



008080;">بايد طوري زندگي كنم كه اگر فردا اين پست و مقام را از من گرفتند، وضع زندگي ام با ديروز كه صاحب مقام و عنوان بودم تفاوت نكند.





FF0000;">* خاطره اي از سردار حاج هاشمي، برگرفته از كتاب «سيماي سرداران شهيد اسلام»




 

008080;">آن روز كه جوانان ما چه در قالب بسيج، چه در قالب سپاه يا ديگر نيروهاي مسلح، وارد ميدان شدند و فداكارانه جنگيدند، براي اكثرشان اهميت مسأله معلوم بود؛ مي فهميدند از چه و مقابل چه كسي دفاع مي كنند.



008080;">آنهايي كه كنار نشستند و تماشا كردند، اين جاي قضيه را كم داشتند و اهميت موضوع برايشان معلوم نبود.



008080;">مسأله، فقط شكستن مرز و تصرف قسمتي از خاك نبود. اولا مسأله عزت و شرف و شخصيت و هويت آبروي يك ملت مطرح بود؛ ملتي كه حرف نويي به ميان آورده است و همه مستكبران جهان دست به دست هم داده اند تا آن حرف نو را در دهان او خفه كنند و نگذارند بيرون بيايد.



008080;">ثانيا مسأله اسلام در ميان بود. اگر ما در جنگ تحميلي شكست خورده بوديم و دشمن ما به هدف هاي خود رسيده بود، اسلام در هيچ نقطه دنيا از خجالت نمي توانست سر بلند كند و طرفداران اسلام، ديگر آن جان و نفس و روحيه را نداشتند تا بتوانند با داعيه اسلام، مطالبه اي را در فضاي دنيا مطرح كنند. ايراني كه پرچم اسلام را بر دوش گرفته بود و دنبال يك مسلمان والا، يك عالم دين و يك زاهد پارساي تارك دنيا - كه همه، اين خصوصيات را در امام بزرگوار ما قبول داشتند - راه افتاده بود؛ اگر در آن قضيه، شكست مي خورد - جوانان ما، جبهه ما و ايران ما شكست مي خوردند - امروز صدها هزار نفر در كشورهاي دوردست اسلامي در خيابانها راه نمي افتادند تا صريح و علني و علي رغم حكومتهاي خودشان، به نفع يك كشور مسلمان - مستضعفان افغانستان - فرياد بزنند.





800080;">اين جرأت، اين اعتماد به نفس اسلامي، اين كه ملت مسلماني براي خود اين حق را داشته باشد كه در قضاياي ملتهاي مسلمان و قضاياي اسلام فرياد بزند، در زير سايه هيبت و عظمت و شكوه سربرافراشته ايران اسلامي پديد آمد.



800080;">اين گردن برافراشته را جوانان ما به وجود آوردند؛ مي فهميدند چه كار مي كنند؛ لذا سختيها براي آنها هموار بود.



800080;">شهيد خرازي به رفقايش گفته بود: \"من اهميت نمي دهم درباره ما چه مي گويند؛ من مي خواهم دل ولايت را راضي كنم. \" او مي دانست كه آن دل آگاه و بصير، فقط به ايران، به جماران، به تهران و به مجموعه يك ملت نمي انديشد؛ به دنياي اسلام مي انديشد و در وراي دنياي اسلام، به بشريت.





0000FF;">بيانات در ديدار خانواده هاي شهدا و جانبازان استان اصفهان 1380.8.9


FFFFFF;">گردان 283 سوار زرهی ل92
FFFFFF;">https://www.uplooder.net/img/image/93/aa4e3ca45c5fb7b2aaec67e26d035e1e/hasa-n-a-li_ebrahimi_said_13930509_(4).jpg