انجمن یاران منتظر


ثبت نام جهت کلاس حفظ قران 



آخرین ارسال ها
لحظه هایی هست که وقتی سخت دلگیری ..:||:.. مهمان ويژه صندلي داغ: «احسان فقط خدا» ..:||:.. بگوییم به یمن حضورش صلوات ..:||:.. میدونستی؟؟؟ ..:||:.. بدحجابی در علم روانشناسی ..:||:.. ﺍﯾﻦ ﺳﻮﺁﻝُ ﻧﺒﺂﯾﺪ ﻣﯽ ﭘﺮﺳﯿﺪﯼ .. ..:||:.. خدایا... ..:||:.. خخخخ عکس های خنده دار / وارد شو پشیمون نمیشی... ..:||:.. تمام بوسه های مادرم ..:||:.. م؟ا؟د؟ر؟ ..:||:..

نوار پیام ها
( غم هجران : امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف): إِنّا غَيْرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ، وَ لا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ، وَ لَوْ لا ذلِكَ لَنَزَلَ بِكُمُ اللاَّْواهُ، وَ اصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداءُ. فَاتَّقُوا اللّهَ جَلَّ جَلالُهُ وَ ظاهِرُونا: ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى‌كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ‌يم، كه اگر جز اين بود گرفتارى‌ها به شما روى مى‌آورد و دشمنان، شما را ريشه كن مى‌كردند. از خدا بترسيد و ما را پشتيبانى كنيد. )     ( قمر : پیامبر اکرم صلی الله علیه واله:خوشا به حال کسانی که در غیبت حضرت (مهدی «عج») صبور باشند و خوشا به حال کسانی که در محبّت ورزیدن در راه اهل بیت علیهم السلام استوار ماندند، خداوند در کتابش اینطور توصیف نموده است: «آنها که به جهان غیب ایمان آوردند» آنها حزب الله هستند، آگاه باشید به درستی که حزب الله رستگار است. (بحارالأنوار/ ج52/ ص143) )     ( قمر : پیامبر اکرم صلی الله علیه واله:خشنودی خدا با خشنودی پدر و مادر، و خشم او با خشم پدر و مادر است. (بحارالأنور/ج74/ص80) )     ( قمر : پیامبر اکرم صلی الله علیه واله:بهترین امّت من کسی است که جوانی اش را صرف فرمانبرداری از خداکند. و نفسش را از لذّت های دنیا باز دارد. و آن را متوجّه ی آخرت نماید. همانا پاداش او نزد خدا بالاترین درجه ی بهشت است .(تنبیه الخواطر/ ج2/ص 123) )     ( حانیه : ای مولای بسیجی ها، امام خامنه ای: چه ساده لوحند آنانکه میپندارند عکس شما را بر دیوارهای محل کار و خانه ام آویخته ام و نمیدانند یا نمیفهمند!!! که من کار و بار و خانه و زندگیمان را به عکس شما آویخته ام... من باور دارم شما نائب امام زمانی و اطاعت از شما واجب است )     ( باران عشق : پیامبر اکرم - صلّی الله علیه و آله - فرمود: به درستی که این قلبها زنگ می زند، همچنانکه آهن زنگ می زند، (اصحاب) گفتند: صیقل آن چیست؟ حضرت فرمود: یاد مرگ و خواندن قرآن. )     ( باران عشق : کسی که دوست دارد بداند نمازش قبول شده یا نه، با تأمل بنگرد که آیا نمازش او را از فحشا و منکر بازداشته؟ پس به اندازه ای که او را بازداشته از او قبول می شود. امام صادق (ع) :53: )     ( محمد313 : امام زمان(عج) گفت هر موقع گناه میکنی یه سیلی تو صورت من میزنی. صورت آقا رو کبود کردی یا نه ؟؟؟ )     ( قمر : جوان مومن محبوب ترین آفریده: پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ می فرماید: «محبوب ترین آفریده ها نزد خداوند، جوان نورس و خوش سیمایی است که جوانی و زیبایی خود را در راه خدا و فرمانبری او خرج کند. این کسی است که خداوند به او بر فرشتگان فخر می کند و می گوید: این به راستی بنده من است.» محمدی ری شهری، میزان الحکمه، دار الحدیث، 1416 ق، ج5، ص 9. )     ( باران عشق : منم که سایه نشین و جود مولایم کنیز خانه غم ؛ خاک پای زهرایم منم که خانـــه به دوش غــم علی منم که همقدم محنت ولی هستم منم که شاهد زخم شکسته ابرویم انیس گریه به یاس شکسته پهلویم منم که در همه جا در تب حسن بودم منم که شاهد خون لب حسن بودم منم که جلوه حق را به عین می دیدم خدای را به جمال حسین می دیددم منم که بوده دلم صبح و شام با زینب منم میان همه ؛ هم کلام با زینب منم که سوگ گلستان و باغبان دارم به سینه زخم غم کربلائیان دارم منم که ظهر عطش را نمی برم از یاد چهار لاله بی سر ز من به خاک افتاد منم که مادر عشق و امید و احساسم فدای یک سر موی حسین عباسم )     ( باران عشق : امام كاظم علیه‏ السلام : از ما نیست كسى كه هر روز اعمال خود را محاسبه نكند تا اگر نیكى كرده از خدا بخواهد بیشتر نیكى كند و خدا را بر آن سپاس گوید و اگر بدى كرده از خدا آمرزش بخواهد و توبه نماید. )     ( قمر : امام على عليه السلام : لا تَـكُن مِمَّن يَرجُو الآخِرَةَ بِغَيرِ العَمَلِ... يَنهى وَ لا يَنتَهى وَ يَامُرُ بِما لا يَاتى... ؛ از كسانى مباش كه بى‏ عمل، به آخرت اميد دارند... از گناه باز مى ‏دارند، اما خود باز نمى ايستند، به كارهايى فرمان مى ‏دهند كه خود انجام نمى‏ دهند. نهج البلاغه(صبحی صالح) ص497 و 498 ، حكمت 150 )     ( قمر : شهيد سپهبد علي صياد شيرازي در آخرين فراز وصيتنامه خود آورده است: خداوندا! ولي امرت حضرت آيتالله خامنه اي را تا ظهور حضرت مهدي (عج) زنده، پاينده و موفق بدار. آمين يا رب العالمين.روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد. )     ( قمر : فرازی از وصیت نامه شهید سردار سپهبد صیاد شیرازی / پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نميدانم چه موقع خواهم رفت ولي ميدانم كه از تو بايد بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهي و آن قدر با دشمنان قسم خورده ات بجنگم تا به فيض شهادت برسم. )     ( قمر : شهید اهل قلم سید مرتضی آوینی / تقوا است که انسان را به اخلاص می رساند و با اخلاص درهای حکمت نیز بر قلب گشوده می شود )    
مدیریت پیام ها


اگر این اولین بازدید شما از انجمن یاران منتظراست ، میبایست برای استفاده از کلیه امکانات انجمن عضو شوید و یا اگر عضو انجمن می باشید وارد شوید .


انجمن یاران منتظر » بخش دانلود » فیلم و کلیپ » سبک بالان خرامیدند و رفتند/حاج صادق آهنگران



سبک بالان خرامیدند و رفتند/حاج صادق آهنگران

مداحی های دفاع مقدس نام سرود: سبک بالان خرامیدند و رفتند سال: - مداح: حاج صادق آهنگران سبک بالان خراميدند و رفتند حاج صادق آهنگران متن: سبکبالان خرامیدند و رفتند (صوتی) با صدای حاج صادق آهنگران سبک بالان خرامیدند و رفتند  مرا بیچاره نامیدند و رفتند سواران لحظه ای تمکین نکردند   ترحم بر من مسکین نکردند سواران از سر نئشم گذشتند  فغان ها کردم، اما برنگشتند اسیر و زخمی و بی دست و پا من  رفیقان، این چه سودا بود با من؟ رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت؟  جوان مردان، جوان مردی کجا رفت؟ مرا این پشت، مگذارید بی پاک گناهم چیست، پایم بود در
sf; fhghk ovhldnkn , vtjkn/ph[ whnr Hik'vhk


امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد

اطلاعات نویسنده
جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۲ ۱۰:۰۰ بعد از ظهر
بانو
rating
شماره عضویت : 275
حالت :
ارسال ها : 618
محل سکونت : : زاهدان
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان : 168
دعوت شدگان : 2
اعتبار کاربر : 2520
پسند ها : 837
حالت من :  Saketshodam.gif
پیام من : اﯾﻦ اﻟﻤﻨﺘﻘﻢ ﺑﺪم اﻟﻤﻈﻠﻮﻣﺔ ﻓﺎﻃﻤﺔ اﻟﺰﻫﺮاء ﺳﻼم اﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻬﺎ

اَﯾْﻦَ ﺑﻘﯿﺔ اﻟﻠﻪ ﺳﻼم اﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ

اﻟﻠﻬﻢ ﻋﺠﻞ ﻟﻮﻟﯿﻚ اﻟﻔﺮج
تصویر مورد علاقه من : images/mms/yaran (18).jpg
تشکر شده : 567


مدال ها:1
کاربران برتر
کاربران برتر

|

مداحی های دفاع مقدس
نام سرود:
سبک بالان خرامیدند و رفتند
سال: -
مداح: حاج صادق آهنگران



سبک بالان خراميدند و رفتند
حاج صادق آهنگران


متن:

سبکبالان خرامیدند و رفتند (صوتی)

با صدای حاج صادق آهنگران

سبک بالان خرامیدند و رفتند
 مرا بیچاره نامیدند و رفتند
سواران لحظه ای تمکین نکردند
  ترحم بر من مسکین نکردند
سواران از سر نئشم گذشتند 
فغان ها کردم، اما برنگشتند
اسیر و زخمی و بی دست و پا من 
رفیقان، این چه سودا بود با من؟
رفیقان، رسم هم دردی کجا رفت؟ 
جوان مردان، جوان مردی کجا رفت؟
مرا این پشت، مگذارید بی پاک
گناهم چیست، پایم بود در خاک
اگر دیر آمدم مجروح بودم 
اسیر قبض و بست روح بودم
در باغ شهادت را نبندید 
به ما بیچارگان زان سو نخندید
رفیقانم دعا کردند و رفتند
 مرا زخمی رها کردند و رفتند
رها کردند در زندان بمانم
دعا کردند سرگردان بمانم
شهادت نردبان آسمان بود   

  شهادت آسمان را نردبان بود

چرا برداشتند این نردبان را؟  
  چرا بستند راه آسمان را؟
مرا پایی به دست نردبان بود
     مرا دستی به بام آسمان بود
تو بالا رفته ای من در زمینم  

   برادر، روسیاهم، شرمگینم

مرا اسب سپیدی بود روزی
  شهادت را امیدی بود روزی
 در این اطراف، دوش ای دل تو بودی!  
   نگهبان دیشب، ای غافل تو بودی!
بگو اسب سپیدم را که دزدید
      امیدم را، امیدم راکه دزدید
مرا اسب چموشی بود روزی  
 شهادت می فروشی بود روزی
شبی چون باد بر یالش خزیدم    
 به سوی خانه ی ساقی دویدم
چهل شب راه را بی وقفه راندم    
 چهل تسبیح ساقی نامه خواندم
ببین ای دل، چقدر این قصر زیباست
گمانم خانه ی ساقی همین جاست
دلم تا دست بر دامان در زد
 دو دستی سنگ شیون را به سر زد
امیدم مشت نومیدی به در کوفت 
نگاهم قفل در، میخ قدر کوفت
چه درد است این که در فصل اقاقی
 به روی عاشقان در بسته ساقی
بر این در،‌ وای من قفلی لجوج است 
  بجوش ای اشک هنگام خروج است
در میخانه را گیرم که بستند
کلیدش را چرا یا رب شکستند؟!
دعا کردند در زندان بمانم 
دعا کردند سرگردان بمانم
من آخر طاقت ماندن ندارم 
   خدایا تاب جان کندن ندارم
دلم تا چند یا رب خسته باشد؟  
 در لطف تو تا کی بسته باشد؟
بیا باز امشب ای دل در بکوبیم
 بیا این بار محکم تر بکوبیم
مکوب ای دل به تلخی دست بر دست 
در این قصر بلور آخر کسی هست
بکوب ای دل که این جا قصر نور است
بکوب ای دل مرا شرم حضور است
بکوب ای دل که غفار است یارم
   من از کوبیدن در شرم دارم
بکوب ای دل که جای شک و ظن نیست
مرا هر چند روی در زدن نیست
کریمان گر چه ستار العیوب اند
گدایانی که محبوب اند خوب اند
بکوب ای دل،‌ مشو نومید از این در
بکوب ای دل هزاران بار دیگر
دلا! پیش آی تا داغت بگویم
   به گوشت، قصه ای شیرین بگویم
برون آیی اگر از حفره ی ناز 
به رویت می گشایم سفره ی راز
نمی دانم بگویم یا نگویم
دلا! بگذار، تا حالا نگویم
ببخش ای خوب امشب، ناتوانم
خطا در رفته از دست زبانم
لطیفا رحمت آور، من ضعیفم 
قوی تر ازمن است، امشب حریفم
شبی ترک محبت گفته بودم 
   میان دره ی شب خفته بودم
نی ام از ناله ی شیرین تهی بود
سرم بر خاک طاقت سر نمی سود
زبانم حرف با حرفی نمی زد 
سکوتم ظرف بر ظرفی نمی زد
نگاهم خال، در جایی نمی کوفت
به چشمم اشک غم، تایی نمی کوفت
دلم در سینه قفلی بود، محکم
   کلیدش بود، دریاچه ی غم
امیدم، گرد امیدی نمی گشت 
شبم دنبال خورشیدی نمی گشت
حبیبم قاصدی از پی فرستاد 
 پیامی بابلوری می فرستاد
که می دانم تو را شرم حضور است 
مشو نومید، این جا قصر نور است
الا! ای عاشق اندوه گینم 
نمی خواهم تو را غمگین ببینم
اگر آه تو از جنس نیاز است    
در باغ شهادت باز، باز است
نمی دانم که در سر، این چه سودا است!   
همین اندازه می دانم که زیبا است
خداوندا چه درد است این چه درد است
که فولاد دلم را آب کرده است
 
مرا ای دوست، شرم بندگی کشت
چه لطف است این، مرا شرمندگی کشت
 
منبع متن:http://www.tebyan.net



ویرایش موضوع توسط : mosafer
در تاریخ : جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۲ ۱۰:۰۲ بعد از ظهر
















2 تشکر شده از کاربر mosafer برای ارسال مفید :
یاسی , قمر ,



  می پسندم 2     0  2 
 
 
تعداد پسند های ( 2 ) از این کاربر
تعداد آنلایک ها ( 0 ) از این کاربر


    * پاسخ با بیشترین پسند
  1. پسندها :3 برای اطلاع از پاسخ با بیشترین پسند ،دراین موضوع کلیک کنید
  2. پسندها :3 برای اطلاع از پاسخ با بیشترین پسند ،دراین موضوع کلیک کنید
  3. پسندها :2 برای اطلاع از پاسخ با بیشترین پسند ،دراین موضوع کلیک کنید

















امضای کاربر : mosafer

یاعلی (علیه السلام)


گزارش پست !

اطلاعات نویسنده
سبک بالان خرامیدند و رفتند/حاج صادق آهنگران
شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲ ۱۲:۳۱ قبل از ظهر نمایش پست [1]
بانو
rating
شماره عضویت : 275
حالت :
ارسال ها : 618
محل سکونت : : زاهدان
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان : 168
دعوت شدگان : 2
اعتبار کاربر : 2520
پسند ها : 837
حالت من :  Saketshodam.gif
پیام من : اﯾﻦ اﻟﻤﻨﺘﻘﻢ ﺑﺪم اﻟﻤﻈﻠﻮﻣﺔ ﻓﺎﻃﻤﺔ اﻟﺰﻫﺮاء ﺳﻼم اﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻬﺎ

اَﯾْﻦَ ﺑﻘﯿﺔ اﻟﻠﻪ ﺳﻼم اﻟﻠﻪ ﻋﻠﯿﻪ

اﻟﻠﻬﻢ ﻋﺠﻞ ﻟﻮﻟﯿﻚ اﻟﻔﺮج
تصویر مورد علاقه من : images/mms/yaran (18).jpg
تشکر شده : 567



بیا باز امشب ای دل در بکوبیم
 بیا این بار محکم تر بکوبیم
مکوب ای دل به تلخی دست بر دست 
در این قصر بلور آخر کسی هست
بکوب ای دل که این جا قصر نور است
بکوب ای دل مرا شرم حضور است
بکوب ای دل که غفار است یارم
   من از کوبیدن در شرم دارم
بکوب ای دل که جای شک و ظن نیست
مرا هر چند روی در زدن نیست
کریمان گر چه ستار العیوب اند
گدایانی که محبوب اند خوب اند
بکوب ای دل،‌ مشو نومید از این در...
 


  می پسندم 3     0  3 
 
 
تعداد پسند های ( 3 ) از این کاربر
تعداد آنلایک ها ( 0 ) از این کاربر

















امضای کاربر : mosafer

یاعلی (علیه السلام)


گزارش پست !

اطلاعات نویسنده
سبک بالان خرامیدند و رفتند/حاج صادق آهنگران
شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۲ ۰۵:۵۲ قبل از ظهر نمایش پست [2]
بانو
rating
شماره عضویت : 364
حالت :
ارسال ها : 928
محل سکونت : : مازندران
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان : 113
اعتبار کاربر : 2095
پسند ها : 1487
حالت من :  Sepasgozaram.gif
پیام من : دعایم کن!!!
بعد دیدار تو باشد وقت پایانیه من...............
تصویر مورد علاقه من : images/mms/06.jpg
تشکر شده : 128
وبسایت من : وبسایت من





خوشا آنان که وقت دادن جان
به جای گریه خندیدندو رفتند

 


  می پسندم 3     0  3 
 
 
تعداد پسند های ( 3 ) از این کاربر
تعداد آنلایک ها ( 0 ) از این کاربر
گزارش پست !


امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد


برچسب ها
سبک ، بالان ، خرامیدند ، رفتند/حاج ، صادق ، آهنگران ،

« با نوای کاروان/حاج صادق آهنگران | شب است و سکوت است و ماه است و من. »

 










انجمن یاران منتظر

چت روم یاران منتظر

چت روم و انجمن مذهبی امام زمان


تولبار یاران منتظر


هم اکنون 02:26 پیش از ظهر