|
(نسخه قابل پرینت موضوع) عنوان موضوع : پدر ژ پتو به پینوکیو... پینوکیو چوبی بمان ادم ها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست...! نمایش موضوع اصلی : |
پدر ژ پتو به پینوکیو... پینوکیو چوبی بمان !! ادم ها سنگی اند !! دنیایشان قشنگ نیست...! ![]()
دکتر "روی"برای سلامتی اش مفید بود. از او که روی برگرداند، موهایش سفید شد!
آینه گفت
گفت
شاید هوا سرد بوده است ،
خندید آینه به سادگیش
گفت درباره عشقش
در آینه به خود نگریست ، او برای همیشه دیر کرده است…!!! ![]()
ماهی عاشق دریا شده بود.
دریا گفت : می توانی از تُنگ دل بکنی ...؟!
ماهی گفت : دل می کنم
به شرطی که تو هم برای همیشه مال من باشی.
دریا قبول کرد و تمام ماهی و پرنده هایی که همراهش بودند ...
به رودها و دریاچه های اطراف فرستاد.
ماهی سرخی ماند و دریای که بیش از حد بزرگ بود.
کمی شنا کرد .... گشت،
ولی کلافه شد .
رو به دریا کرد و گفت : خسته شدم . من نمی توانم تمام تو را پیدا کنم. هر چقدر هم مال من باشی، باز مال من نیستی.
دریا به ماهی گفت :
عشق، مالکیت نیست.
تو اگر عاشق بودی به قدر همان تنگ، میان سینه ام ، عاشقانه شنا می کردی.
ساختن واژه ای به نام «فردا» بزرگترین اشتباه انسان بود،
تا زمانی که کودک بی سوادی بودیم و با این واژه آشنایی
نداشتیم،
خوب زندگی می کردیم. تمامی احساساتمان،
غم و شادیمان و هرچه داشتیم را همین امروز خرج می کردیم
انگار فهمیده تر بودیم،
چون همیشه می ترسیدیم شاید فردا نباشد.
از وقتی «فردا » را یاد گرفتیم،
همه چیز را گذاشتیم برای فردا.
از داشته های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم برای روز مبادا...
شاید باید اینگونه «فردا» را معنی کنیم....
«فردا»روزیست که داشته های امروزت را نداری.
پس امروز را زندگی کن |
Powered by FAchat