(نسخه قابل پرینت موضوع)
عنوان موضوع : پدر ژ پتو به پینوکیو... پینوکیو چوبی بمان ادم ها سنگی اند دنیایشان قشنگ نیست...!
نمایش موضوع اصلی :

مهتاب1 پنجشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۵ ۰۷:۱۹ بعد از ظهر

 پدر ژ پتو به پینوکیو...
  پینوکیو چوبی بمان !!
ادم ها سنگی اند !!
دنیایشان قشنگ نیست...!











دکتر

راست می گفت :

"روی"برای سلامتی اش مفید بود.

از او که روی برگرداند،

  موهایش سفید شد!


 آینه گفت
چرا دیر کرده است ، 
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است ؟

 گفت
او فقط اسیر خودش است ،

فقط لحظه ای چند تاخیر کرده است

شاید هوا سرد بوده است ،
شاید موعد قرار تغییر کرده است

خندید آینه  به سادگیش
و گفت : 
عشق پاک تو را زنجیر کرده است

گفت درباره عشقش
  چنین سخن مگوی
گفت :
خوابی !
او سالهاست که دیر کرده است

در آینه به خود نگریست ،
آه
 عشق او عجیب پیرش کرده بود!!!

راست گفت آینه که دیگر منتظر نباش ،
او برای همیشه دیر کرده است…!!!





ماهی عاشق دریا شده بود.
دریا گفت : می توانی از تُنگ دل بکنی ...؟!
ماهی گفت : دل می کنم
به شرطی
که تو هم برای همیشه مال من باشی.
دریا قبول کرد و تمام ماهی و پرنده هایی که همراهش بودند ...
به رودها و دریاچه های اطراف فرستاد.
ماهی سرخی ماند و دریای که بیش از حد بزرگ بود.
کمی شنا کرد .... گشت،
ولی کلافه شد .
رو به دریا کرد و گفت : خسته شدم . من نمی توانم تمام تو را پیدا کنم. هر چقدر هم مال من باشی، باز مال من نیستی.
دریا به ماهی گفت :
عشق،
مالکیت نیست.
تو اگر عاشق بودی به قدر همان تنگ، میان سینه ام ، عاشقانه شنا می کردی.



ساختن واژه ای به نام «فردا» بزرگترین اشتباه انسان بود،
تا زمانی که کودک بی سوادی بودیم و با این واژه آشنایی
نداشتیم،
خوب زندگی می کردیم. تمامی احساساتمان،
غم و شادیمان و هرچه داشتیم  را همین امروز خرج می کردیم
انگار فهمیده تر بودیم،
چون همیشه می ترسیدیم شاید فردا نباشد.
از وقتی «فردا » را یاد گرفتیم،
همه چیز را گذاشتیم برای فردا.
از داشته های امروز لذت نبردیم و گذاشتیم برای روز مبادا...
شاید باید اینگونه «فردا» را معنی کنیم....
«فردا»روزیست که داشته های امروزت را نداری.
پس امروز را زندگی کن


 

Powered by FAchat