|
(نسخه قابل پرینت موضوع) عنوان موضوع : دلم پرواز میخواهد نمایش موضوع اصلی : |
دلم گرفته . . . مثل هوای ابری شهری خاموش دلم تنگ است . . . مثل آسمان بی ستاره شبی زمستانی حال دلم خوب نیست . . . ای آرام جان لحظه لحظه های تنهایی بیا تا کمی با تو صحبت کنم این روزها . . . خسته و بی حوصه ام دستم دل به دل نوشتن نمی دهد در گیرم . . . با خودم، با دنیا، با سرنوشت، با قسمت این روزها . . . نه حوصله ی دوست داشتن دارم نه می خواهم کسی دوستم داشته باشد این روزها سردم . . . مثل دی، مثل بهمن، مثل اسفند مثل زمستان احساسم یخ زده آرزوهایم قندیل بسته امیدم زیر بهمن سرد احساساتم دفن شده نه به آمدنی دل خوشم و نه از رفتنی غمگین این روزها پر از سکوتم سکوتی پر از فریاد امروز این سکوت پر فریاد را این آه ها را این درد و دل ها را آورده ام پیش تو تویی که در کتاب آسمانی ات نوشته ای "قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ" بگو اوست خدای یگانه . . . پس می گویم به تو ای خدایی که همچون منی تنهایی هایت را فریاد می کشی می خوانمت به نام پس بشنو آه های این دل شکسته و خسته را و اجابت کن "اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ" را هدایت کن مرا به همان راهی که برایم بهترین است راهی که برسد به آغوش تو خسته ام ... خسته . . . به من جایی بده آنجا حوالی ابرها دیوار به دیوار کلبه ی ستاره ها آنجا که همه جا نور است و نگار می خواهم بخوابم می خواهم در آغوش گرمت آرام گیرم ای آرام دل، به من جایی بده یک دنیای خالی یک قلب خالی یک قبر خالی دلم گرفته . . . دلم تنگ است دلم پرواز می خواهد از زمین و آدم هایش دلگیرم |
Powered by FAchat