انجمن یاران منتظر


چت روم مذهبی یاران منتظر 

ختم قرآن


ختم قرآن



آخرین ارسال ها
همه ما آدمیم ..آدم های خیلی معمولی ..:||:.. فقیر نیستی ..:||:.. پروتکل های مبارزه ..:||:.. چرا دیگه نیستین؟؟؟!!! ..:||:.. دعای اشک آلوده ام ..:||:.. تجربه ی واقعی از عالم پس از مرگ ( اکیدا توصیه میکنم حتما بخونید ) ..:||:.. چرا نماز برای بعضی ها سخته؟ ..:||:.. برات آزادی از جهنم ..:||:.. هفت چیزی که بعد از مرگ ثوابش برای انسان نوشته می‌شود ..:||:.. دوست داشتم از نزدیک ببینم! ..:||:..

نوار پیام ها
( قمرخانم : پیامبر اکرم (ص) : إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً ابْتَلَاهُ فَإِنْ صَبَرَ اجْتَبَاهُ وَإِنْ رَضِيَ اصْطَفَاهُ چون خدا بنده اى رادوست دارد او را مبتلا مى سازد ، پس اگر شكيبائى نمود او را بر مى گزيند ، و اگر خشنود شد به مرتبه برگزيدگان خاص مى رساند. «مستدرك الوسائل ج 2 ص 427» )     ( قمرخانم : امام صادق (علیه السلام) : كسى از شماها گمان و خيال نكند اگر مؤمنى را خوشحال كرد تنها او را خوشحال كرده باشد بلكه قسم به خدا علاوه بر ما اهل بيت عليهم السلام ؛ پيامبر اسلام صلى الله عليه وآله وسلم را هم شاد و مسرور نموده است . «الكافي ج2 ص189» )     ( قمرخانم : نوزدهم دی ماه سالگرد شهادت سردار سرلشکر حا ج احمد کاظمی از فرماندهان هشت سال دفاع مقدس را گرامی می داریم. هدیه به روح مطهرش صلوات/ اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم. )     ( قمرخانم : رهبرمعظم انقلاب در دیدار با هزاران نفر از مردم قم گفتند: من کاری به بگومگوهای اخیر رؤسای دو قوه ندارم زیرا موضوع مهمی نیست و به حول و قوه الهی تمام می‌شود، اگرچه دشمن به دنبال بزرگ‌نمایی آنهاست اما همه باید وجود یک قوه قضاییه مستقل، شجاع و قاطع را قدر بدانند. )     ( قمرخانم : قال الصادق عليه السلام : أصدَقُ القَولِ ، وأبلَغُ المَوعِظَةِ ، وأحسَنُ القَصصِ : كِتابُ اللّه . / (أمالي الصدوق : 394/1) راست‏ ترين سخن و رساترين پند و بهترين داستان ، كتاب خداست . )     ( قمرخانم : قال علی علیه السلام : مَن حاسَبَ نَفسَهُ رَبَحَ وَمَن غَفَلَ عَنهَا خَسِر؛ / (بحار الأنوار، ج 78، ص 352، ح 9.) آن کسى که نفسش را محاسبه کند، سود برده است و آن کسى که از محاسبه نفس غافل بماند، زیان دیده است. )     ( قمرخانم : یاد و خاطره ی شهدای گرانقدری که در فتنه سال 88 به درجه رفیع شهادت نائل شدن را گرامی می داریم.هدیه به روح مطهرشان صلوات/ اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم. )     ( قمرخانم : رهبر انقلاب، صبح امروز در آغاز درس خارج فقه: حادثه‌‌ی بی‌نظیر ۹ دی ازجمله نمونه‌های قدرت جمهوری اسلامی است/ در آن حادثه، هیچ‌کس دست‌اندرکار نبود و قدرت فکری که شاکله‌ی اصلی نظام اسلامی است، مردم را به خیابان کشاند و آن حادثه‌ی بی‌نظیر پدید آمد. )     ( قمرخانم : میلاد پیام آور توحید ، صلح و مهربانی٬ سمبل صبر و شکیبایی٬ پیامبر اولوالعزم٬ حضرت عیسی مسیح (علیه السلام) بر تمامی موحدین جهان تهنیت باد . . . )     ( قمرخانم : امام حسن عسکری(علیه السلام) می فرمایند: از افشاى اسرار و ریاست طلبى بپرهیز که این دو آدمى را به هلاکت می کشاند. تحف العقول ، ص 487 )     ( سینا : یا علی بن موسی الرضا... از تمام عشقمان فاصله اش سهم من است این همان سخت ترین قسمت عاشق شدن است.. )     ( قمرخانم : امام موسی کاظم عليه السلام : كمترين ثوابى كه به زائر امام حسين (عليه السلام) در كرانه فرات داده مى ‏شود اين است كه تمام گناهان مقدم و موخرش بخشوده مى‏ شود. بشرط اين كه حق و حرمت ولايت آن حضرت را شناخته باشد. مستدرك الوسائل ج 10 ، ص 236 ، ح 11918 )     ( سینا : از درد سخن گفتن واز درد شنیدن با مردم بی درد ندانی که چه دردیست بماند برای روز مباداجواب )     ( قمرخانم : امام صادق عليه السلام : هر كس دوست دارد روز قيامت، بر سر سفره‏ هاى نور بنشيند بايد از زائران امام حسين (عليه السلام) باشد. کامل الزیارات ص 135 )     ( قمرخانم : امام باقر عليه السلام : اگر مردم مى ‏دانستند كه چه فضيلتى در زيارت مرقد امام حسين (عليه السلام) است از شوق زيارت مى‏ مردند. کامل الزیارات ص142 - مستدرک الوسایل ج 10 ، ص 309 )    
مدیریت پیام ها


اگر این اولین بازدید شما از انجمن یاران منتظراست ، میبایست برای استفاده از کلیه امکانات انجمن عضو شوید و یا اگر عضو انجمن می باشید وارد شوید .


انجمن یاران منتظر » شهدا و جنگ » مدافعان حرم » مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد



مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد

مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد تأثیر فعالیت های شهید «محمد پورهنگ» در بین مردم سوریه تابه آنجا پیش رفت که دشمن برای شهادتش راه دیگری را پیش گرفت؛ ترور بیولوژیکی از طریق مسمومیت با آب که در عرض 40 روز باعث شهادت این مدافع حرم روحانی شد. بخش فرهنگ پایداری تبیان بسم رب الشهدا والصدیقین چند دقیقه بعد از حضور ما در خانه شهید بود که «ریحانه» و «فاطمه» بعد از یک خواب عصرگاهی به استقبال مهمانان ناخوانده می آیند. دوقلوها کاملاً شبیه هم هستند و تشخیصشان برای ما مشکل. کوچولوهای 17 ماهه ای که
lnhtu pvl jv,v fd,g,Cd;d an


امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد

اطلاعات نویسنده
چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ ۰۲:۰۸ بعد از ظهر
بانو
rating
شماره عضویت : 47
حالت :
ارسال ها : 5395
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان : 715
دعوت شدگان : 16
اعتبار کاربر : 85506
پسند ها : 4545
تصویر مورد علاقه من : images/mms/yaran (7).jpg
تشکر شده : 13459
وبسایت من : وبسایت من


مدال ها:6
بهترین ارسال کننده
بهترین ارسال کننده
مدال 2 سالگی عضویت
مدال 2 سالگی عضویت
نفر اول مسابقه
نفر اول مسابقه
کاربر با ارزش
کاربر با ارزش
ستارهء انجمن
ستارهء انجمن
کاربران برتر
کاربران برتر

|

مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد

تأثیر فعالیت های شهید «محمد پورهنگ» در بین مردم سوریه تابه آنجا پیش رفت که دشمن برای شهادتش راه دیگری را پیش گرفت؛ ترور بیولوژیکی از طریق مسمومیت با آب که در عرض 40 روز باعث شهادت این مدافع حرم روحانی شد.

بخش فرهنگ پایداری تبیان


بسم رب الشهدا والصدیقین


چند دقیقه بعد از حضور ما در خانه شهید بود که «ریحانه» و «فاطمه» بعد از یک خواب عصرگاهی به استقبال مهمانان ناخوانده می آیند. دوقلوها کاملاً شبیه هم هستند و تشخیصشان برای ما مشکل.
کوچولوهای 17 ماهه ای که در یک سالگی سربازان کوچک امام زمانشان شدند و پدر و مادر را در سفر سوریه همراهی کردند. پدر که بار مسئولیت کار فرهنگی مردم سوریه و از طرفی حضور در میدان جهاد را بر دوش داشت، مهرش در دل مردم جا باز کرد.

تأثیرگذاری فعالیت ها در بین مردم باعث شده بود که دشمن به نحوی دیگر او را از ادامه راه بازدارد. ترور بیولوژیکی آن هم از راه «مسمومیت» گزینه? برای از میان برداشتن «محمد پورهنگ» بود. بعد از نوشیدن آب آلوده و سمی بود که طلبه روحانی محمد پورهنگ بعد از طی کردن چند ماه بیماری در 31 شهریورماه به شهادت رسید. فاطمه و ریحانه حالا دو ماه است که برای دیدار پدر به قطعه 40 گلزار شهدای بهشت زهرا (سلام الله علیها) می روند.
 دقایقی با «زینب پاشاپور» همسر شهید مدافع حرم «محمد پورهنگ» به گفت وگو نشسته تا از روزهای همراهی خود با شهید بگوید. در ادامه مصاحبه همسر شهید را با هم می خوانیم.


10 سال فاصله سنی داشتیم و به همین دلیل تمایلی به این ازدواج نداشتم. فکرم این بود که برای ازدواج نباید فاصله سنی زیاد باشد. شهید اولین سفرش در کربلا، به حضرت عباس (علیه السلام) متوسل می شود تا باکسی که مورد تائید ائمه است ازدواج کند. خودش تعریف کرد در حرم حضرت عباس (علیه السلام) هیچ دعای دنیایی به ذهنش نرسید، فقط به دلش افتاده بود که برای ازدواجش دعا کند.

همان لحظه ای که ایشان در حال دعا کردن بود برادرم به من زنگ زد، من هیئت بودم که گفت برای آخرین بار فکر کرده و تصمیمت را بگیر؛ زیرا ایشان دوست من است و شناخت کاملی دارم می دانم که روحیات شما مشابه یکدیگر است و ملاک هایی که تو دوست داری را دارد، همین شد که قبول کردم برای صحبت کردن، بیایند.

نشانه گذاری

برای دعایش چند نشانه گذاشته بود. دعاهای وی خیلی کامل و سریع مستجاب می شد. نشانه می گذاشت که بداند این دعا برآورده شده است یا خیر. از حضرت عباس خواسته بود همسری قسمتش کند که خودش از صورتش خوشش بیاید و حضرت عباس (علیه السلام) از سیرتش. یک نماز به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه کرده و خوانده بود.
همیشه برای انجام کارهای بزرگ، دو رکعت نماز به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه می کرد. برای ازدواجمان  هم نشانه گذاشته بود که اگر من همان مورد مدنظر ائمه هستم مهریه ای که عنوان می کنم بیشتر از 14 سکه نباشد.


تا قبل از اینکه بحث مهریه پیش آید، باکسی درباره مقدار مهریه صحبت نکرده بودم. عرف خانواده و خواهرهای دیگر که ازدواج کرده بودند، مهریه? 114 سکه بود اما خود به 14 سکه تمایل داشتم تا برای خواندن خطبه عقد به محضر آقا برویم. بااینکه احتمال می دادم این اتفاق نیافتد ولی از این حربه برای داشتن مهریه 14 سکه ای استفاده کردم.

وقتی موضوع مهریه را مطرح کردم دیدم حالش دگرگون شد. بعدها به من گفت برای مهریه نشانه گذاشته بود که بداند من فرد مورد تائید ائمه هستم یا نه.
تا ایشان را ندیده بودم تصور می کردم 10 سال فاصله سنی یعنی دو طرز فکر و دنیای مختلف و شاید تفاهم لازمه زندگی مشترک با این اختلاف سنی به وجود نیاید، ولی زمانی که با هم صحبت کردیم فهمیدم این طور نیست. بعدها به شوخی می گفتم کلاً خانم ها ازنظر فکری شش سال از آقایان جلوتر هستند، ولی تا 20 سال اختلاف سنی هم مشکلی ایجاد نمی کند.

به واسطه دانشگاهی که در آن درس می خواندم و دوستانم موارد زیادی برای ازدواج معرفی می شد. رفت و آمد خواستگارها به خانه ما زیاد بود، ولی کسی که کامل باشد را ندیدم. شاید ازنظر مادی و ظاهری افراد ایده آلی برای خواستگاری آمده بودند ولی این مسائل برایم مهم نبود. آنچه برایم اهمیت داشت یکی ایمان و دیگر قدرت تحلیل فرد بود، چون دیده بودم کسانی را که در خصوص مسائل روز و موضوعات سیاسی منفعل عمل می کردند.

می گفت: درراه امام حسین (علیه السلام) حتی فرش زیر پایم را می فروشم

ازآنجایی که طلبه بودند، انتظار می رفت زندگی متفاوتی داشته باشد. در صحبت های خواستگاری گفته بود برای ادامه راه امام حسین (علیه السلام) فرش زیر پایم را هم می فروشم.

درسش تمام نشده بود و جایی هم مشغول به کار نبود. در آن شرایط شاید ازنظر مالی امکانات لازم برای شروع یک زندگی جدید را نداشتند اما من این شرایط را پذیرفتم. حتی در مدت آشنایی درباره مسائل مالی هیچ صحبتی نکردیم و فرصتش هم پیش نیامد چون برای هردویمان مسئله دیگری مهم بود.

علاوه بر خودم ایشان هم میل زیادی برای همراهی من در سوریه داشت. قرار شد کار تدریس را در سوریه دنبال کنم و به بچه های سوری قرآن و زبان و انگلیسی یاد بدهم.

من هم در این مدت تا جایی که توانستم با ایشان همراه شدم. قبل از اینکه به سوریه برود شغل خوبی پیداکرده بود و درآمد خوبی داشت. من هم به صورت پاره وقت در دانشگاه تدریس می کردم. بحث سوریه که پیش آمد، تمایل داشتم که همراه ایشان بروم ولی بچه ها کوچک بودند و شرایطش پیش نیامد و مجبور شدیم بمانیم ولی دو ماه آخر حضورش در سوریه من و بچه ها در کنارش بودیم.

با مشاهده منش شهید شیعه شد

جنگ سوریه جنگی متفاوتی است. شناخت خودی و غیرخودی کار آسانی نیست. افرادی چون شهید پورهنگ که حجم کاری آن ها بالابود برای چند روز مرخصی باید از مدت ها قبل برنامه ریزی می کردند تا مسئولیت را به فرد دیگری محول کنند. ایشان هم مستشار نظامی بود و در کنار این کار فرهنگی می کرد.

اثرگذاری فعالیت های همسرم باعث علاقه مندی مردم سوری به تشیع بود که این عامل محبوبت وی و یکی از دلایل مسمومیت ایشان باشد. یکی از خانم های سوری با دیدن فعالیت ها و منش همسرم، شیعه شد و این زنگ خطری برای دشمنان شد که اگر نمی توانند ایشان را در میدان جنگ به شهادت برسانند با نقشه از بین ببرند. ازاین رو نوع شهادت شهید پورهنگ با دیگر شهدای سوریه فرق داشت.

مهر سکوت

وقتی مطلع شدند فردی که آب را پخش کرده ناپدید شده این شک به یقین تبدیل شد که قصد مسموم کردن داشتند، زیرا چند نفر دیگر هم حالت مسمومیت داشتند ولی سرعت پیشروی سم در بدن همسرم بیشتر بود و فرصت درمان پیش نیامد

روز حادثه وقتی به خانه آمد حالت بی حسی و کسلی داشت. گفت یک لیوان آب خوردم که مزه عجیبی داشت، وقتی خوردم حالم عوض شد. من فکر کردم چون آب شرب منطقه از آب شست و شو جداست، ممکن است آب کثیف بوده است. گمان می کردم که یک مسمومیت ساده است. پزشک معالج نیز یک داروی مختصری داد. هرچه می گذشت به علائم بیماری افزایش می یافت. یک روز تهوع، بی اشتهایی و تب و لرز شدید شروع شد. خودشان به شهر دیگری رفتند و بستری شدند. در مدتی که سوریه بودیم مدام در حال رفت و آمد به بیمارستان بود.

وقتی مطلع شدند فردی که آب را پخش کرده ناپدید شده این شک به یقین تبدیل شد که قصد مسموم کردن داشتند، زیرا چند نفر دیگر هم حالت مسمومیت داشتند ولی سرعت پیشروی سم در بدن همسرم بیشتر بود و فرصت درمان پیش نیامد.

اثر سم 40 روزه در بدن شهید خودش را نشان داد. علت اینکه باوجود مسئولیت هایی که داشت تا نرسیدن پایان دوره اجازه دادند به ایران برگردیم چون مسمومیتش تائید شد. دست نوشته ای از خودشان به جای مانده که شرح حادثه را نوشته اند.

رویای صادقه

در همان زمانی که درباره ازدواج صحبت می کردیم یک بار به من گفت خواب شهادت را دیده ام. خواب های شهید شبیه رویای صادقه بود. حتی قبل از به دنیا آمدن بچه ها خواب دیده بود دختر دوقلو دارد. در رابطه با شهادتش هم گفت «می دانم در چهل سالگی در تهران شهید می شوم.» انتظار شهادتش را داشتم ولی با توجه به صحبت هایی که کرده بود فکر می کردم الآن این اتفاق نمی افتد، مخصوصاً که خیلی دوست داشت در سوریه جانباز شود و بعد به شهادت برسد.

خیلی نگران بود که این جنگ تمام شود و بی نصیب بماند. تعریف می کرد دریکی از درگیری ها نارنجک کنار پایش عمل نکرده و بارها در معرض شهادت قرارگرفته ولی این اتفاق نیفتاده و از این بابت که بابی بازشده و ممکن است تا چند سال دیگر بسته شود دل شوره داشت.

 

وقتی حالش بد شد به من گفت حسی دارم که می گوید به چهل سالگی نمی رسم، خیلی دعا کرد که از بستر بیماری بلند شود و برود سوریه تا اگر قرار بر شهادت است براثر تیر مستقیم به شهادت برسد و می گفت دعا کردم تا پایان خوابی که دیده ام عوض شود ولی وقتی به تهران برگشت روز به روز اوضاع جسمی وی وخیم تر شد، اطرافیان هم خواب هایی می دیدند که احساس کردم رویای صادقه ای که قبلاً شهید درباره شهادت از آن صحبت می کرد، در حال وقوع است.

برای شفایش دعا نکردم

زمان برگشت از سوریه در ساعات آخر حضورمان در این کشور چون وی در بیمارستان بودند به من گفت که همراه با فرزندانمان به حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) بروم. در حرم هر کارکردم تا برای شفایش دعا کنم نتوانستم. تنها از خانم خواستم خانواده ما را قبول کند و هرچه خیر و صلاح است پیش بیایید.

از چند روز قبل شهادت خیلی حالش بد شد. حالت چهره اش عوض شده بود. یک عارضه چشمی داشت که وقتی سرما می خورد، چشم هایش التهاب پیدا می کرد و قرمز می شد. سم که وارد بدنش شد تمام بیماری های نهفته بدنش را فعال کرد. در سوریه وضع چشمش بدتر شد ولی در ایران بهتر شده بود. یک روز قبل شهادت به ایشان گفتم خدا را شکر حالتان بهتر است، خودش چیزی نمی گفت و تنها به گفتن الحمدالله بسنده می کرد.

رضایت برای شهادت

آخرین بار که با یکدیگر ملاقات داشتیم، گوی می خواست چیزی بگوید، اتاق که خالی شد با گریه خواست دعا کنم تا در بستر بیماری از دنیا نرود و شهید شود. احساس کردم در آن لحظه منتظر است که من رضایت دهم، چند ثانیه نشد که من از ته دل دعا کردم آنچه لیاقتش است به او بدهند.

یکی از دوستان سوال کرد که چطور توانستی چنین دعایی کنی. واقعیت آن است در این مرحله به آنچه طرف مقابلت می خواهد راضی می شوی. احساس کردم اگر شهادت نصیبش نشود یک عمر حسرت می خورد. حتی برای سوریه رفتنش بااینکه گفته بود ممکن است مشکلات بسیاری پیش روی ما آید ولی من قبول کردم، برود. خودش می گفت بعدازاینکه به سوریه می روم ممکن است نتوانم تا مدتی شاغل باشم، ولی وقتی دیدم بی تاب است و احساس تکلیف می کند، گفتم برو و تمام تلاشت را انجام دهید. اگر دیدی کاری از دستت برنمی آید برگرد.

زمانی که قرار شد به سوریه برود مدتی بود در محلی شاغل شده بود، جای آرام و خوبی بود اما وقتی سخنرانی مقام معظم رهبری را که فرمودند اگر مدافعان حرم نمی رفتند باید در همدان و کرمانشاه می جنگیدیم شنیدند، دیگر نتوانستند ماندن را تحمل کنند. گفت الآن برای رفتن احساس تکلیف می کنم. یکی از آشنایان گفت هنوز که مرجع تقلیدتان حضور در سوریه را تکلیف ندانستند، برای چه می روید. ایشان هم در جواب گفته بود «هنر آن است آدم حرف دل رهبرش را بفهمد، وگرنه عمل به حرفی که از زبان خارج شود لطفی ندارد و دیگر واجب است.»


منبع: دفاع پرس



اللهم الرزقنا توفیق شهادة  فی سبیلک
خوشا بسعادتشون
شادی روح مطهر این شهید بزرگوار
و شادی روح مطهر همه  ی شهدا از صدر اسلام تا به حال  صلوات

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم واحشرنا معهم واهلک اعدائهم اجمعین
روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
الهی بحق عمه ی سادات «عجل لولیک الفرج»

یا زهرا سلام الله علیها


التماس دعای فرج















4 تشکر شده از کاربر قمرخانم برای ارسال مفید :
حریم قدس , مدافع حرم313 , محمدELE , محتاج خدا ,



  می پسندم 3     0  3 
 
 
تعداد پسند های ( 3 ) از این کاربر
تعداد آنلایک ها ( 0 ) از این کاربر

















امضای کاربر : قمرخانم


گزارش پست !


امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد



« مدافعی که از ابتدا زمینی نبود | ...خالی... »

 






ختم قرآن





انجمن یاران منتظر

چت روم یاران منتظر

چت روم و انجمن مذهبی امام زمان



هم اکنون 01:13 پیش از ظهر