انجمن یاران منتظر


چت روم مذهبی یاران منتظر 

ختم قرآن


ختم قرآن



آخرین ارسال ها
فطریه را به چه افرادی می‌توان داد؟/ آیا پرداخت زکات فطره مهمان واجب است؟ ..:||:.. (((...فضیلت شب عید فطر کمتر از شب قدر نیست...پیشاپیش عیدتون مبارک))) ..:||:.. پیامک تبریک عید سعید فطر ..:||:.. اس ام اس تبریک عید فطر ، پیامک عید فطر ..:||:.. درخواست ما درعیدازخداوند........... ..:||:.. خداحافظ ای ماه خدا ..:||:.. دعای روز سی ام ماه مبارک رمضان +صوت و شرح دعا از زبان مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی ..:||:.. خاطره حسینی شدن 3====>محسن(طلبه) ..:||:.. خیر دنیا و آخرت ..:||:.. عملیات تحت امر فرماندهی معظم کل قوا انجام گرفت/ بیش از 170 تروریست تکفیری به هلاکت رسیدند ..:||:..

نوار پیام ها
( ایلیا110 : عید سعید فطر رو خدمت تمام دوستان تبریک عرض میکنم )     ( قمرخانم : شهادت مظلومانه اولین شهید محراب حضرت علی (علیه السلام)، بزرگ مرد تاریخ بشریت را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نائب برحقش مقام معظم رهبری همچنین عموم مسلمین جهان و شما ياران منتظر تسلیت میگوییم. )     ( قمرخانم : شب قدر، شب احیای خویش، با دم مسیحایی دعاست شبی است که باید قدر خویش را بشناسی، تقدیر خویش را رقم بزنی و خویشتنِ جدید را با قلم توبه و جوهر اشک ترسیم کنی . . . طاعات قبول و التماس دعای فرج )     ( قمرخانم : بوی عطریاس دارد جمعه ها/ وعده دیداردارد جمعه ها/ جمعه هادل یاد دلبرمی کند نغمه یاابن الحسن سرمی کند/ ظهور آقاصاحب الزمان(عج)صلوات.التماس دعا )     ( قمرخانم : سالروز رحلت جانگداز رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی(رحمة الله علیه) و قیام خونین پانزده خرداد تسلیت باد. )     ( قمرخانم : امام علی (علیه‌السلام) در معرفی بهترین روزه می‌فرماید: «روزه قلب بهتر از روزه زبان است و روزه زبان بهتر از روزه شکم.»(غررالحکم، ص 176) )     ( قمرخانم : فرمانده کل قوا در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین(علیه السلام): امنیت ملی و آرامش کشور بسیار مهم است و کاندیداهای محترم مراقب باشند به‌خاطر خطای در تشخیص، گسل های اعتقادی، جغرافیایی، زبانی و قومی را تحریک نکنند و در مسیر طراحی ناتمام دشمن قرار نگیرند، زیرا اگر کسی بخواهد برخلاف امنیت کشور اقدام کند، قطعاً با سیلی سختی مواجه خواهد شد. )     ( قمرخانم : مناجات شعبانیه را خواندید؟بخوانید آقا،مناجات شعبانیه از مناجاتهایی است که اگر انسان دنبالش برود و فکر در او بکند، انسان را به یک جایی می رساند. آن کسی که این مناجات را گفته و همه ائمه به حسب روایات می خواندند، اینها، آنهایی بودند که وارسته از همه چیز بودند. امام خمینی (ره) )     ( غم هجران : مانده ام با غم هجران نگارم چه کنم / عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم // چشم آلوده کجا دیدن دلدار کجا / چشم دیدار رخ دوست ندارم چه کنم // سالروز ولادت آقا امام زمان حضرت حجت ابن الحسن العسکری عجل الله تعالی فرجه الشریف را به محضر حضرتش و نایب برحقش مقام معظم رهبری و عموم مسلمانان جهان تبریک میگوییم / آقا جان تولدت مبارک / )     ( قمرخانم : فرخنده میلاد با سعادت حضرت علی اکبر(علیه السلام ) و روز جوان را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان (عج) و نائب بر حقش مقام معظم رهبری، همه ی مسلمانان و شیعیان جهان ،جوانان ایرانی و بویژه جوانان انجمن یاران منتظر تبریک و تهنیت عرض میکنم. )     ( قمرخانم : ای سرو بوستان ایستادگی! ای زیباترین گل باغ حسین! ای جوان رعنا و رشید حسین! ای علی را یادگار! ای علی اکبر! سلام و درود بی پایان بر صورت و سیرت پیامبر گونه ات. میلاد حضرت علی اکبر(علیه السلام) و روز جوان مبارک )     ( قمرخانم : رهبر انقلاب صبح امروز در دیدار معلمان: این سند ۲۰۳۰ یونسکو چیزی نیست که جمهوری اسلامی تسلیم آن شود. اصل کار غلط است؛ اینکه برویم سندی امضا کنیم و بعد بی‌سروصدا آن را اجرا کنیم؛ مطلقاً مجاز نیست. بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله‌مندم. باید مراقبت میکردند و نباید میگذاشتند کار به جایی بکشد که ما جلوی آن را بگیریم. اینجا جمهوری اسلامی است. 1396/02/17 )     ( قمرخانم : رهبر معظم انقلاب: اگر میخواهید این اقتدار و عظمت و مصونیت باقی بماند، باید در انتخابات شرکت کنید. مهم نیست به چه کسی رأی میدهیم، مهم این است که همه بیایند و باشند و نشان بدهند که حاضرند از اسلام و جمهوری اسلامی دفاع کنند. اگر این حضور ادامه یابد، دشمن هرگز هیچ غلطی در مقابل کشور نخواهد توانست بکند. )     ( قمرخانم : میلاد پر فروغ اسوه عارفان، زینت عابدان حضرت امام زین العابدین علی بن الحسین (علیه السلام) را به پیشگاه مقدس آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و نائب برحقش مقام معظم رهبری وعموم مسلمانان جهان همچنین کاربران انجمن یاران منتظر تبریک و تهنیت عرض می نماییم. )     ( قمرخانم : یاد و خاطره قافله سالار معلمان شهید فیلسوف فرزانه آیت الله مرتضی مطهری و روز معلم گرامی و جاودانه باد . . . )    
مدیریت پیام ها


اگر این اولین بازدید شما از انجمن یاران منتظراست ، میبایست برای استفاده از کلیه امکانات انجمن عضو شوید و یا اگر عضو انجمن می باشید وارد شوید .


انجمن یاران منتظر » شهدا و جنگ » مدافعان حرم » مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد



مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد

مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد تأثیر فعالیت های شهید «محمد پورهنگ» در بین مردم سوریه تابه آنجا پیش رفت که دشمن برای شهادتش راه دیگری را پیش گرفت؛ ترور بیولوژیکی از طریق مسمومیت با آب که در عرض 40 روز باعث شهادت این مدافع حرم روحانی شد. بخش فرهنگ پایداری تبیان بسم رب الشهدا والصدیقین چند دقیقه بعد از حضور ما در خانه شهید بود که «ریحانه» و «فاطمه» بعد از یک خواب عصرگاهی به استقبال مهمانان ناخوانده می آیند. دوقلوها کاملاً شبیه هم هستند و تشخیصشان برای ما مشکل. کوچولوهای 17 ماهه ای که
lnhtu pvl jv,v fd,g,Cd;d an


امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد

اطلاعات نویسنده
چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ ۰۲:۰۸ بعد از ظهر
بانو
rating
شماره عضویت : 47
حالت :
ارسال ها : 5697
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان : 776
دعوت شدگان : 16
اعتبار کاربر : 88500
پسند ها : 4671
حالت من :  Sepasgozar.gif
تصویر مورد علاقه من : images/mms/yaran (13).jpg
تشکر شده : 14126
وبسایت من : وبسایت من


مدال ها:6
بهترین ارسال کننده
بهترین ارسال کننده
مدال 2 سالگی عضویت
مدال 2 سالگی عضویت
نفر اول مسابقه
نفر اول مسابقه
کاربر با ارزش
کاربر با ارزش
ستارهء انجمن
ستارهء انجمن
کاربران برتر
کاربران برتر

|

مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد

تأثیر فعالیت های شهید «محمد پورهنگ» در بین مردم سوریه تابه آنجا پیش رفت که دشمن برای شهادتش راه دیگری را پیش گرفت؛ ترور بیولوژیکی از طریق مسمومیت با آب که در عرض 40 روز باعث شهادت این مدافع حرم روحانی شد.

بخش فرهنگ پایداری تبیان


بسم رب الشهدا والصدیقین


چند دقیقه بعد از حضور ما در خانه شهید بود که «ریحانه» و «فاطمه» بعد از یک خواب عصرگاهی به استقبال مهمانان ناخوانده می آیند. دوقلوها کاملاً شبیه هم هستند و تشخیصشان برای ما مشکل.
کوچولوهای 17 ماهه ای که در یک سالگی سربازان کوچک امام زمانشان شدند و پدر و مادر را در سفر سوریه همراهی کردند. پدر که بار مسئولیت کار فرهنگی مردم سوریه و از طرفی حضور در میدان جهاد را بر دوش داشت، مهرش در دل مردم جا باز کرد.

تأثیرگذاری فعالیت ها در بین مردم باعث شده بود که دشمن به نحوی دیگر او را از ادامه راه بازدارد. ترور بیولوژیکی آن هم از راه «مسمومیت» گزینه? برای از میان برداشتن «محمد پورهنگ» بود. بعد از نوشیدن آب آلوده و سمی بود که طلبه روحانی محمد پورهنگ بعد از طی کردن چند ماه بیماری در 31 شهریورماه به شهادت رسید. فاطمه و ریحانه حالا دو ماه است که برای دیدار پدر به قطعه 40 گلزار شهدای بهشت زهرا (سلام الله علیها) می روند.
 دقایقی با «زینب پاشاپور» همسر شهید مدافع حرم «محمد پورهنگ» به گفت وگو نشسته تا از روزهای همراهی خود با شهید بگوید. در ادامه مصاحبه همسر شهید را با هم می خوانیم.


10 سال فاصله سنی داشتیم و به همین دلیل تمایلی به این ازدواج نداشتم. فکرم این بود که برای ازدواج نباید فاصله سنی زیاد باشد. شهید اولین سفرش در کربلا، به حضرت عباس (علیه السلام) متوسل می شود تا باکسی که مورد تائید ائمه است ازدواج کند. خودش تعریف کرد در حرم حضرت عباس (علیه السلام) هیچ دعای دنیایی به ذهنش نرسید، فقط به دلش افتاده بود که برای ازدواجش دعا کند.

همان لحظه ای که ایشان در حال دعا کردن بود برادرم به من زنگ زد، من هیئت بودم که گفت برای آخرین بار فکر کرده و تصمیمت را بگیر؛ زیرا ایشان دوست من است و شناخت کاملی دارم می دانم که روحیات شما مشابه یکدیگر است و ملاک هایی که تو دوست داری را دارد، همین شد که قبول کردم برای صحبت کردن، بیایند.

نشانه گذاری

برای دعایش چند نشانه گذاشته بود. دعاهای وی خیلی کامل و سریع مستجاب می شد. نشانه می گذاشت که بداند این دعا برآورده شده است یا خیر. از حضرت عباس خواسته بود همسری قسمتش کند که خودش از صورتش خوشش بیاید و حضرت عباس (علیه السلام) از سیرتش. یک نماز به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه کرده و خوانده بود.
همیشه برای انجام کارهای بزرگ، دو رکعت نماز به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه می کرد. برای ازدواجمان  هم نشانه گذاشته بود که اگر من همان مورد مدنظر ائمه هستم مهریه ای که عنوان می کنم بیشتر از 14 سکه نباشد.


تا قبل از اینکه بحث مهریه پیش آید، باکسی درباره مقدار مهریه صحبت نکرده بودم. عرف خانواده و خواهرهای دیگر که ازدواج کرده بودند، مهریه? 114 سکه بود اما خود به 14 سکه تمایل داشتم تا برای خواندن خطبه عقد به محضر آقا برویم. بااینکه احتمال می دادم این اتفاق نیافتد ولی از این حربه برای داشتن مهریه 14 سکه ای استفاده کردم.

وقتی موضوع مهریه را مطرح کردم دیدم حالش دگرگون شد. بعدها به من گفت برای مهریه نشانه گذاشته بود که بداند من فرد مورد تائید ائمه هستم یا نه.
تا ایشان را ندیده بودم تصور می کردم 10 سال فاصله سنی یعنی دو طرز فکر و دنیای مختلف و شاید تفاهم لازمه زندگی مشترک با این اختلاف سنی به وجود نیاید، ولی زمانی که با هم صحبت کردیم فهمیدم این طور نیست. بعدها به شوخی می گفتم کلاً خانم ها ازنظر فکری شش سال از آقایان جلوتر هستند، ولی تا 20 سال اختلاف سنی هم مشکلی ایجاد نمی کند.

به واسطه دانشگاهی که در آن درس می خواندم و دوستانم موارد زیادی برای ازدواج معرفی می شد. رفت و آمد خواستگارها به خانه ما زیاد بود، ولی کسی که کامل باشد را ندیدم. شاید ازنظر مادی و ظاهری افراد ایده آلی برای خواستگاری آمده بودند ولی این مسائل برایم مهم نبود. آنچه برایم اهمیت داشت یکی ایمان و دیگر قدرت تحلیل فرد بود، چون دیده بودم کسانی را که در خصوص مسائل روز و موضوعات سیاسی منفعل عمل می کردند.

می گفت: درراه امام حسین (علیه السلام) حتی فرش زیر پایم را می فروشم

ازآنجایی که طلبه بودند، انتظار می رفت زندگی متفاوتی داشته باشد. در صحبت های خواستگاری گفته بود برای ادامه راه امام حسین (علیه السلام) فرش زیر پایم را هم می فروشم.

درسش تمام نشده بود و جایی هم مشغول به کار نبود. در آن شرایط شاید ازنظر مالی امکانات لازم برای شروع یک زندگی جدید را نداشتند اما من این شرایط را پذیرفتم. حتی در مدت آشنایی درباره مسائل مالی هیچ صحبتی نکردیم و فرصتش هم پیش نیامد چون برای هردویمان مسئله دیگری مهم بود.

علاوه بر خودم ایشان هم میل زیادی برای همراهی من در سوریه داشت. قرار شد کار تدریس را در سوریه دنبال کنم و به بچه های سوری قرآن و زبان و انگلیسی یاد بدهم.

من هم در این مدت تا جایی که توانستم با ایشان همراه شدم. قبل از اینکه به سوریه برود شغل خوبی پیداکرده بود و درآمد خوبی داشت. من هم به صورت پاره وقت در دانشگاه تدریس می کردم. بحث سوریه که پیش آمد، تمایل داشتم که همراه ایشان بروم ولی بچه ها کوچک بودند و شرایطش پیش نیامد و مجبور شدیم بمانیم ولی دو ماه آخر حضورش در سوریه من و بچه ها در کنارش بودیم.

با مشاهده منش شهید شیعه شد

جنگ سوریه جنگی متفاوتی است. شناخت خودی و غیرخودی کار آسانی نیست. افرادی چون شهید پورهنگ که حجم کاری آن ها بالابود برای چند روز مرخصی باید از مدت ها قبل برنامه ریزی می کردند تا مسئولیت را به فرد دیگری محول کنند. ایشان هم مستشار نظامی بود و در کنار این کار فرهنگی می کرد.

اثرگذاری فعالیت های همسرم باعث علاقه مندی مردم سوری به تشیع بود که این عامل محبوبت وی و یکی از دلایل مسمومیت ایشان باشد. یکی از خانم های سوری با دیدن فعالیت ها و منش همسرم، شیعه شد و این زنگ خطری برای دشمنان شد که اگر نمی توانند ایشان را در میدان جنگ به شهادت برسانند با نقشه از بین ببرند. ازاین رو نوع شهادت شهید پورهنگ با دیگر شهدای سوریه فرق داشت.

مهر سکوت

وقتی مطلع شدند فردی که آب را پخش کرده ناپدید شده این شک به یقین تبدیل شد که قصد مسموم کردن داشتند، زیرا چند نفر دیگر هم حالت مسمومیت داشتند ولی سرعت پیشروی سم در بدن همسرم بیشتر بود و فرصت درمان پیش نیامد

روز حادثه وقتی به خانه آمد حالت بی حسی و کسلی داشت. گفت یک لیوان آب خوردم که مزه عجیبی داشت، وقتی خوردم حالم عوض شد. من فکر کردم چون آب شرب منطقه از آب شست و شو جداست، ممکن است آب کثیف بوده است. گمان می کردم که یک مسمومیت ساده است. پزشک معالج نیز یک داروی مختصری داد. هرچه می گذشت به علائم بیماری افزایش می یافت. یک روز تهوع، بی اشتهایی و تب و لرز شدید شروع شد. خودشان به شهر دیگری رفتند و بستری شدند. در مدتی که سوریه بودیم مدام در حال رفت و آمد به بیمارستان بود.

وقتی مطلع شدند فردی که آب را پخش کرده ناپدید شده این شک به یقین تبدیل شد که قصد مسموم کردن داشتند، زیرا چند نفر دیگر هم حالت مسمومیت داشتند ولی سرعت پیشروی سم در بدن همسرم بیشتر بود و فرصت درمان پیش نیامد.

اثر سم 40 روزه در بدن شهید خودش را نشان داد. علت اینکه باوجود مسئولیت هایی که داشت تا نرسیدن پایان دوره اجازه دادند به ایران برگردیم چون مسمومیتش تائید شد. دست نوشته ای از خودشان به جای مانده که شرح حادثه را نوشته اند.

رویای صادقه

در همان زمانی که درباره ازدواج صحبت می کردیم یک بار به من گفت خواب شهادت را دیده ام. خواب های شهید شبیه رویای صادقه بود. حتی قبل از به دنیا آمدن بچه ها خواب دیده بود دختر دوقلو دارد. در رابطه با شهادتش هم گفت «می دانم در چهل سالگی در تهران شهید می شوم.» انتظار شهادتش را داشتم ولی با توجه به صحبت هایی که کرده بود فکر می کردم الآن این اتفاق نمی افتد، مخصوصاً که خیلی دوست داشت در سوریه جانباز شود و بعد به شهادت برسد.

خیلی نگران بود که این جنگ تمام شود و بی نصیب بماند. تعریف می کرد دریکی از درگیری ها نارنجک کنار پایش عمل نکرده و بارها در معرض شهادت قرارگرفته ولی این اتفاق نیفتاده و از این بابت که بابی بازشده و ممکن است تا چند سال دیگر بسته شود دل شوره داشت.

 

وقتی حالش بد شد به من گفت حسی دارم که می گوید به چهل سالگی نمی رسم، خیلی دعا کرد که از بستر بیماری بلند شود و برود سوریه تا اگر قرار بر شهادت است براثر تیر مستقیم به شهادت برسد و می گفت دعا کردم تا پایان خوابی که دیده ام عوض شود ولی وقتی به تهران برگشت روز به روز اوضاع جسمی وی وخیم تر شد، اطرافیان هم خواب هایی می دیدند که احساس کردم رویای صادقه ای که قبلاً شهید درباره شهادت از آن صحبت می کرد، در حال وقوع است.

برای شفایش دعا نکردم

زمان برگشت از سوریه در ساعات آخر حضورمان در این کشور چون وی در بیمارستان بودند به من گفت که همراه با فرزندانمان به حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) بروم. در حرم هر کارکردم تا برای شفایش دعا کنم نتوانستم. تنها از خانم خواستم خانواده ما را قبول کند و هرچه خیر و صلاح است پیش بیایید.

از چند روز قبل شهادت خیلی حالش بد شد. حالت چهره اش عوض شده بود. یک عارضه چشمی داشت که وقتی سرما می خورد، چشم هایش التهاب پیدا می کرد و قرمز می شد. سم که وارد بدنش شد تمام بیماری های نهفته بدنش را فعال کرد. در سوریه وضع چشمش بدتر شد ولی در ایران بهتر شده بود. یک روز قبل شهادت به ایشان گفتم خدا را شکر حالتان بهتر است، خودش چیزی نمی گفت و تنها به گفتن الحمدالله بسنده می کرد.

رضایت برای شهادت

آخرین بار که با یکدیگر ملاقات داشتیم، گوی می خواست چیزی بگوید، اتاق که خالی شد با گریه خواست دعا کنم تا در بستر بیماری از دنیا نرود و شهید شود. احساس کردم در آن لحظه منتظر است که من رضایت دهم، چند ثانیه نشد که من از ته دل دعا کردم آنچه لیاقتش است به او بدهند.

یکی از دوستان سوال کرد که چطور توانستی چنین دعایی کنی. واقعیت آن است در این مرحله به آنچه طرف مقابلت می خواهد راضی می شوی. احساس کردم اگر شهادت نصیبش نشود یک عمر حسرت می خورد. حتی برای سوریه رفتنش بااینکه گفته بود ممکن است مشکلات بسیاری پیش روی ما آید ولی من قبول کردم، برود. خودش می گفت بعدازاینکه به سوریه می روم ممکن است نتوانم تا مدتی شاغل باشم، ولی وقتی دیدم بی تاب است و احساس تکلیف می کند، گفتم برو و تمام تلاشت را انجام دهید. اگر دیدی کاری از دستت برنمی آید برگرد.

زمانی که قرار شد به سوریه برود مدتی بود در محلی شاغل شده بود، جای آرام و خوبی بود اما وقتی سخنرانی مقام معظم رهبری را که فرمودند اگر مدافعان حرم نمی رفتند باید در همدان و کرمانشاه می جنگیدیم شنیدند، دیگر نتوانستند ماندن را تحمل کنند. گفت الآن برای رفتن احساس تکلیف می کنم. یکی از آشنایان گفت هنوز که مرجع تقلیدتان حضور در سوریه را تکلیف ندانستند، برای چه می روید. ایشان هم در جواب گفته بود «هنر آن است آدم حرف دل رهبرش را بفهمد، وگرنه عمل به حرفی که از زبان خارج شود لطفی ندارد و دیگر واجب است.»


منبع: دفاع پرس



اللهم الرزقنا توفیق شهادة  فی سبیلک
خوشا بسعادتشون
شادی روح مطهر این شهید بزرگوار
و شادی روح مطهر همه  ی شهدا از صدر اسلام تا به حال  صلوات

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم واحشرنا معهم واهلک اعدائهم اجمعین
روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
الهی بحق عمه ی سادات «عجل لولیک الفرج»

یا زهرا سلام الله علیها


التماس دعای فرج















4 تشکر شده از کاربر قمرخانم برای ارسال مفید :
حریم قدس , مدافع حرم313 , محمدELE , محتاج خدا ,



  می پسندم 3     0  3 
 
 
تعداد پسند های ( 3 ) از این کاربر
تعداد آنلایک ها ( 0 ) از این کاربر

















امضای کاربر : قمرخانم


گزارش پست !


امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد



« مدافعی که از ابتدا زمینی نبود | سعيد زيست و سعيد از دنيا رفت »

 






ختم قرآن





انجمن یاران منتظر

چت روم یاران منتظر

چت روم و انجمن مذهبی امام زمان



هم اکنون 01:08 بعداز ظهر