انجمن یاران منتظر


چت روم مذهبی یاران منتظر 

فروشگاه اینترنتی


ختم قرآن



آخرین ارسال ها
چشم‌ زخم از منظر قرآن کریم/ دعایی که امام علی(ع) برای محفوظ ماندن حسنین(ع) می‌خواند ..:||:.. خداوند در حوادث تلخ و شیرین زندگى انسان، چه مقدار نقش دارد؟ ..:||:.. از خدا پرسیدم: خدایا چطور می توان بهتر زندگی کرد؟ ..:||:.. اس ام اس شب بخیر گفتن. ..:||:.. امر به معروف و نهى از منكر، وظیفه همه مسلمانان است یا گروهى خاص؟ ..:||:.. زن نباید استقلال مالی داشته باشد/ هر روز یه فتوا جدید صادر میکنن ..:||:.. معجزات الهی در هنگام ولادت حضرت محمد(صلی الله علیه وآله) ..:||:.. ولادت امام جعفر صادق علیه السلام مبارک + حدیثی از آن بزرگوار ..:||:.. میلاد با سعادت حضرت رسول اکرم (ص)بر کلیه مسلمانان جهان فرخنده و مبارک باد ..:||:.. ولادت پدر امت اسلام و فرزندش صادق آل عبا(ع)بر همه شما یاران منتظر مهدی موعود(عج) مبارک باد ..:||:..

نوار پیام ها
( hasti 2013 : به بههههه خیلی خیلیییی مبارکههههههه :-D بهتون تبریک میگم جناب ادمین رییس بزرگ یاران منتظر من وهمسرم زندگی پرازشادی وخوشییییی به همراه سلامتی براتون آرزومندیممم :roll: :-D ایشاللهههه خوشبخت بشین :63: همههه بلندددد بگینننن الهیییی آمینننننن :roll: وسلام علیکم ورحمه الله وبرکاتهههههه :@@: صلوات :roll: :-D برا خوشبختیشون بوداااا بلندتر بفرستین :-D به خانم جان سلام برسونید :roll: )     ( قمرخانم : قال علی علیه السلام : مَن نَصَحكَ فَقَد أنْجَدَكَ. / (فهرست غرر، ص 381) كسي كه تو را نصحيت و ارشاد مي‌كند مسلّماً او ياور و مددكار تو است. )     ( غم هجران : سالروز آغاز امامت و ولایت حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بر منتظران حضرتش مبارک باد . )     ( قمرخانم : پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله : أدِّبُوا أولادَكُم عَلى ثَلاثَ خِصالٍ : حُبِّ نَبِيِّكُم ، حُبِّ أهلِ بَيتِهِ و قِراءَةِ القُرآنِ . فرزندان خود را بر سه ويژگى تربيت كنيد : دوست داشتن پيامبرتان ، دوست داشتن اهل بيت او ، و خواندن قرآن . كنزالعمّال ، ح 45409 )     ( سینا : نَ پـرواز بلدم نَ بال و پَرش را دارم دامـهاے دنیایے اسیرم ڪرده اند ولے مےخواهم اسیـ‌ر نگاه شما شومـ و بَس شهدا_گاهی_نگاهی.. :53: :53: )     ( قمرخانم : قال علی علیه السلام : مَن نَصَحكَ فَقَد أنْجَدَكَ. / (فهرست غرر، ص 381) كسي كه تو را نصحيت و ارشاد مي‌كند مسلّماً او ياور و مددكار تو است. )     ( سینا : ملیندا همسر بیل گیتس،ثروتمندترین زن دنیا با حدود90میلیارددلار سرمایه. اثری از عمل زیبایی وجلف بازی وتجمل در او پیدا نمیکنید. هنوز کار میکند. ❌بعضیا فقط سگ بغل کردنو از غربی هابلد شده اند. )     ( قمرخانم : امام صادق ـ عليه السّلام ـ فرمودند: ايمان انسان پاك و خالص نمي گردد مگر اينكه خداوند در نزد او محبوبتر و دوست داشتني تر از جان، مال، پدر، مادر، فرزند و خانواده اش و همه‌ مردم باشد.«بحارالانوار، ج 7، ص 25» )     ( قمرخانم : امام صادق (علیه السلام) فرمودند: حُسنُ الظَّنِّ باللهِ أن لَا تَرجُوَ إلاَّ اللهَ وَ لَا تَخَافَ إلَّا ذَنبَکَ. گمان نیکو به خدا داشتن این است که امید به هیچکس جز او نداشته باشی و از هیچ چیز جز گناهت نترسی.(جهاد با نفس، ح 143) )     ( قمرخانم : قال علی علیه السلام : کُلُّ اَمْر ذى بال لَمْ یُذْکَرْ فیهِ اسْمُ اللهِ فَهُوَ اَبْتَرُ / ( بحارالانوار، ج73،ص305) هر کار داراى اهمیّتى که بدون یادخدا آغاز گردد،به سرانجام نمى رسد. )     ( قمرخانم : امام رضا علیه السلام:مَن لَم یَشکُرِ المُنعِمَ مِنَ المَخلُوقینَ، لَم یَشکُرِ اللهَ عزَّ و جلّ؛ هر کس سپاسگزار بندگان نیکوکار نباشد، خدای متعال را هم سپاس نگفته است . عیون اخبار الرضا علیه السلام، ج 2، ص 27 )    
مدیریت پیام ها


اگر این اولین بازدید شما از انجمن یاران منتظراست ، میبایست برای استفاده از کلیه امکانات انجمن عضو شوید و یا اگر عضو انجمن می باشید وارد شوید .


انجمن یاران منتظر » شهدا و جنگ » مدافعان حرم » مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد



مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد

مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد تأثیر فعالیت های شهید «محمد پورهنگ» در بین مردم سوریه تابه آنجا پیش رفت که دشمن برای شهادتش راه دیگری را پیش گرفت؛ ترور بیولوژیکی از طریق مسمومیت با آب که در عرض 40 روز باعث شهادت این مدافع حرم روحانی شد. بخش فرهنگ پایداری تبیان بسم رب الشهدا والصدیقین چند دقیقه بعد از حضور ما در خانه شهید بود که «ریحانه» و «فاطمه» بعد از یک خواب عصرگاهی به استقبال مهمانان ناخوانده می آیند. دوقلوها کاملاً شبیه هم هستند و تشخیصشان برای ما مشکل. کوچولوهای 17 ماهه ای که
lnhtu pvl jv,v fd,g,Cd;d an


امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد

اطلاعات نویسنده
چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ ۰۲:۰۸ بعد از ظهر
بانو
rating
شماره عضویت : 47
حالت :
ارسال ها : 5836
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان : 827
دعوت شدگان : 16
اعتبار کاربر : 89946
پسند ها : 4728
حالت من :  Sepasgozar.gif
تصویر مورد علاقه من : images/mms/yaran (13).jpg
تشکر شده : 14323
وبسایت من : وبسایت من


مدال ها:6
بهترین ارسال کننده
بهترین ارسال کننده
مدال 2 سالگی عضویت
مدال 2 سالگی عضویت
نفر اول مسابقه
نفر اول مسابقه
کاربر با ارزش
کاربر با ارزش
ستارهء انجمن
ستارهء انجمن
کاربران برتر
کاربران برتر

|

مدافع حرم ترور بیولوژیکی شد

تأثیر فعالیت های شهید «محمد پورهنگ» در بین مردم سوریه تابه آنجا پیش رفت که دشمن برای شهادتش راه دیگری را پیش گرفت؛ ترور بیولوژیکی از طریق مسمومیت با آب که در عرض 40 روز باعث شهادت این مدافع حرم روحانی شد.

بخش فرهنگ پایداری تبیان


بسم رب الشهدا والصدیقین


چند دقیقه بعد از حضور ما در خانه شهید بود که «ریحانه» و «فاطمه» بعد از یک خواب عصرگاهی به استقبال مهمانان ناخوانده می آیند. دوقلوها کاملاً شبیه هم هستند و تشخیصشان برای ما مشکل.
کوچولوهای 17 ماهه ای که در یک سالگی سربازان کوچک امام زمانشان شدند و پدر و مادر را در سفر سوریه همراهی کردند. پدر که بار مسئولیت کار فرهنگی مردم سوریه و از طرفی حضور در میدان جهاد را بر دوش داشت، مهرش در دل مردم جا باز کرد.

تأثیرگذاری فعالیت ها در بین مردم باعث شده بود که دشمن به نحوی دیگر او را از ادامه راه بازدارد. ترور بیولوژیکی آن هم از راه «مسمومیت» گزینه? برای از میان برداشتن «محمد پورهنگ» بود. بعد از نوشیدن آب آلوده و سمی بود که طلبه روحانی محمد پورهنگ بعد از طی کردن چند ماه بیماری در 31 شهریورماه به شهادت رسید. فاطمه و ریحانه حالا دو ماه است که برای دیدار پدر به قطعه 40 گلزار شهدای بهشت زهرا (سلام الله علیها) می روند.
 دقایقی با «زینب پاشاپور» همسر شهید مدافع حرم «محمد پورهنگ» به گفت وگو نشسته تا از روزهای همراهی خود با شهید بگوید. در ادامه مصاحبه همسر شهید را با هم می خوانیم.


10 سال فاصله سنی داشتیم و به همین دلیل تمایلی به این ازدواج نداشتم. فکرم این بود که برای ازدواج نباید فاصله سنی زیاد باشد. شهید اولین سفرش در کربلا، به حضرت عباس (علیه السلام) متوسل می شود تا باکسی که مورد تائید ائمه است ازدواج کند. خودش تعریف کرد در حرم حضرت عباس (علیه السلام) هیچ دعای دنیایی به ذهنش نرسید، فقط به دلش افتاده بود که برای ازدواجش دعا کند.

همان لحظه ای که ایشان در حال دعا کردن بود برادرم به من زنگ زد، من هیئت بودم که گفت برای آخرین بار فکر کرده و تصمیمت را بگیر؛ زیرا ایشان دوست من است و شناخت کاملی دارم می دانم که روحیات شما مشابه یکدیگر است و ملاک هایی که تو دوست داری را دارد، همین شد که قبول کردم برای صحبت کردن، بیایند.

نشانه گذاری

برای دعایش چند نشانه گذاشته بود. دعاهای وی خیلی کامل و سریع مستجاب می شد. نشانه می گذاشت که بداند این دعا برآورده شده است یا خیر. از حضرت عباس خواسته بود همسری قسمتش کند که خودش از صورتش خوشش بیاید و حضرت عباس (علیه السلام) از سیرتش. یک نماز به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه کرده و خوانده بود.
همیشه برای انجام کارهای بزرگ، دو رکعت نماز به حضرت زهرا (سلام الله علیها) هدیه می کرد. برای ازدواجمان  هم نشانه گذاشته بود که اگر من همان مورد مدنظر ائمه هستم مهریه ای که عنوان می کنم بیشتر از 14 سکه نباشد.


تا قبل از اینکه بحث مهریه پیش آید، باکسی درباره مقدار مهریه صحبت نکرده بودم. عرف خانواده و خواهرهای دیگر که ازدواج کرده بودند، مهریه? 114 سکه بود اما خود به 14 سکه تمایل داشتم تا برای خواندن خطبه عقد به محضر آقا برویم. بااینکه احتمال می دادم این اتفاق نیافتد ولی از این حربه برای داشتن مهریه 14 سکه ای استفاده کردم.

وقتی موضوع مهریه را مطرح کردم دیدم حالش دگرگون شد. بعدها به من گفت برای مهریه نشانه گذاشته بود که بداند من فرد مورد تائید ائمه هستم یا نه.
تا ایشان را ندیده بودم تصور می کردم 10 سال فاصله سنی یعنی دو طرز فکر و دنیای مختلف و شاید تفاهم لازمه زندگی مشترک با این اختلاف سنی به وجود نیاید، ولی زمانی که با هم صحبت کردیم فهمیدم این طور نیست. بعدها به شوخی می گفتم کلاً خانم ها ازنظر فکری شش سال از آقایان جلوتر هستند، ولی تا 20 سال اختلاف سنی هم مشکلی ایجاد نمی کند.

به واسطه دانشگاهی که در آن درس می خواندم و دوستانم موارد زیادی برای ازدواج معرفی می شد. رفت و آمد خواستگارها به خانه ما زیاد بود، ولی کسی که کامل باشد را ندیدم. شاید ازنظر مادی و ظاهری افراد ایده آلی برای خواستگاری آمده بودند ولی این مسائل برایم مهم نبود. آنچه برایم اهمیت داشت یکی ایمان و دیگر قدرت تحلیل فرد بود، چون دیده بودم کسانی را که در خصوص مسائل روز و موضوعات سیاسی منفعل عمل می کردند.

می گفت: درراه امام حسین (علیه السلام) حتی فرش زیر پایم را می فروشم

ازآنجایی که طلبه بودند، انتظار می رفت زندگی متفاوتی داشته باشد. در صحبت های خواستگاری گفته بود برای ادامه راه امام حسین (علیه السلام) فرش زیر پایم را هم می فروشم.

درسش تمام نشده بود و جایی هم مشغول به کار نبود. در آن شرایط شاید ازنظر مالی امکانات لازم برای شروع یک زندگی جدید را نداشتند اما من این شرایط را پذیرفتم. حتی در مدت آشنایی درباره مسائل مالی هیچ صحبتی نکردیم و فرصتش هم پیش نیامد چون برای هردویمان مسئله دیگری مهم بود.

علاوه بر خودم ایشان هم میل زیادی برای همراهی من در سوریه داشت. قرار شد کار تدریس را در سوریه دنبال کنم و به بچه های سوری قرآن و زبان و انگلیسی یاد بدهم.

من هم در این مدت تا جایی که توانستم با ایشان همراه شدم. قبل از اینکه به سوریه برود شغل خوبی پیداکرده بود و درآمد خوبی داشت. من هم به صورت پاره وقت در دانشگاه تدریس می کردم. بحث سوریه که پیش آمد، تمایل داشتم که همراه ایشان بروم ولی بچه ها کوچک بودند و شرایطش پیش نیامد و مجبور شدیم بمانیم ولی دو ماه آخر حضورش در سوریه من و بچه ها در کنارش بودیم.

با مشاهده منش شهید شیعه شد

جنگ سوریه جنگی متفاوتی است. شناخت خودی و غیرخودی کار آسانی نیست. افرادی چون شهید پورهنگ که حجم کاری آن ها بالابود برای چند روز مرخصی باید از مدت ها قبل برنامه ریزی می کردند تا مسئولیت را به فرد دیگری محول کنند. ایشان هم مستشار نظامی بود و در کنار این کار فرهنگی می کرد.

اثرگذاری فعالیت های همسرم باعث علاقه مندی مردم سوری به تشیع بود که این عامل محبوبت وی و یکی از دلایل مسمومیت ایشان باشد. یکی از خانم های سوری با دیدن فعالیت ها و منش همسرم، شیعه شد و این زنگ خطری برای دشمنان شد که اگر نمی توانند ایشان را در میدان جنگ به شهادت برسانند با نقشه از بین ببرند. ازاین رو نوع شهادت شهید پورهنگ با دیگر شهدای سوریه فرق داشت.

مهر سکوت

وقتی مطلع شدند فردی که آب را پخش کرده ناپدید شده این شک به یقین تبدیل شد که قصد مسموم کردن داشتند، زیرا چند نفر دیگر هم حالت مسمومیت داشتند ولی سرعت پیشروی سم در بدن همسرم بیشتر بود و فرصت درمان پیش نیامد

روز حادثه وقتی به خانه آمد حالت بی حسی و کسلی داشت. گفت یک لیوان آب خوردم که مزه عجیبی داشت، وقتی خوردم حالم عوض شد. من فکر کردم چون آب شرب منطقه از آب شست و شو جداست، ممکن است آب کثیف بوده است. گمان می کردم که یک مسمومیت ساده است. پزشک معالج نیز یک داروی مختصری داد. هرچه می گذشت به علائم بیماری افزایش می یافت. یک روز تهوع، بی اشتهایی و تب و لرز شدید شروع شد. خودشان به شهر دیگری رفتند و بستری شدند. در مدتی که سوریه بودیم مدام در حال رفت و آمد به بیمارستان بود.

وقتی مطلع شدند فردی که آب را پخش کرده ناپدید شده این شک به یقین تبدیل شد که قصد مسموم کردن داشتند، زیرا چند نفر دیگر هم حالت مسمومیت داشتند ولی سرعت پیشروی سم در بدن همسرم بیشتر بود و فرصت درمان پیش نیامد.

اثر سم 40 روزه در بدن شهید خودش را نشان داد. علت اینکه باوجود مسئولیت هایی که داشت تا نرسیدن پایان دوره اجازه دادند به ایران برگردیم چون مسمومیتش تائید شد. دست نوشته ای از خودشان به جای مانده که شرح حادثه را نوشته اند.

رویای صادقه

در همان زمانی که درباره ازدواج صحبت می کردیم یک بار به من گفت خواب شهادت را دیده ام. خواب های شهید شبیه رویای صادقه بود. حتی قبل از به دنیا آمدن بچه ها خواب دیده بود دختر دوقلو دارد. در رابطه با شهادتش هم گفت «می دانم در چهل سالگی در تهران شهید می شوم.» انتظار شهادتش را داشتم ولی با توجه به صحبت هایی که کرده بود فکر می کردم الآن این اتفاق نمی افتد، مخصوصاً که خیلی دوست داشت در سوریه جانباز شود و بعد به شهادت برسد.

خیلی نگران بود که این جنگ تمام شود و بی نصیب بماند. تعریف می کرد دریکی از درگیری ها نارنجک کنار پایش عمل نکرده و بارها در معرض شهادت قرارگرفته ولی این اتفاق نیفتاده و از این بابت که بابی بازشده و ممکن است تا چند سال دیگر بسته شود دل شوره داشت.

 

وقتی حالش بد شد به من گفت حسی دارم که می گوید به چهل سالگی نمی رسم، خیلی دعا کرد که از بستر بیماری بلند شود و برود سوریه تا اگر قرار بر شهادت است براثر تیر مستقیم به شهادت برسد و می گفت دعا کردم تا پایان خوابی که دیده ام عوض شود ولی وقتی به تهران برگشت روز به روز اوضاع جسمی وی وخیم تر شد، اطرافیان هم خواب هایی می دیدند که احساس کردم رویای صادقه ای که قبلاً شهید درباره شهادت از آن صحبت می کرد، در حال وقوع است.

برای شفایش دعا نکردم

زمان برگشت از سوریه در ساعات آخر حضورمان در این کشور چون وی در بیمارستان بودند به من گفت که همراه با فرزندانمان به حرم حضرت زینب (سلام الله علیها) بروم. در حرم هر کارکردم تا برای شفایش دعا کنم نتوانستم. تنها از خانم خواستم خانواده ما را قبول کند و هرچه خیر و صلاح است پیش بیایید.

از چند روز قبل شهادت خیلی حالش بد شد. حالت چهره اش عوض شده بود. یک عارضه چشمی داشت که وقتی سرما می خورد، چشم هایش التهاب پیدا می کرد و قرمز می شد. سم که وارد بدنش شد تمام بیماری های نهفته بدنش را فعال کرد. در سوریه وضع چشمش بدتر شد ولی در ایران بهتر شده بود. یک روز قبل شهادت به ایشان گفتم خدا را شکر حالتان بهتر است، خودش چیزی نمی گفت و تنها به گفتن الحمدالله بسنده می کرد.

رضایت برای شهادت

آخرین بار که با یکدیگر ملاقات داشتیم، گوی می خواست چیزی بگوید، اتاق که خالی شد با گریه خواست دعا کنم تا در بستر بیماری از دنیا نرود و شهید شود. احساس کردم در آن لحظه منتظر است که من رضایت دهم، چند ثانیه نشد که من از ته دل دعا کردم آنچه لیاقتش است به او بدهند.

یکی از دوستان سوال کرد که چطور توانستی چنین دعایی کنی. واقعیت آن است در این مرحله به آنچه طرف مقابلت می خواهد راضی می شوی. احساس کردم اگر شهادت نصیبش نشود یک عمر حسرت می خورد. حتی برای سوریه رفتنش بااینکه گفته بود ممکن است مشکلات بسیاری پیش روی ما آید ولی من قبول کردم، برود. خودش می گفت بعدازاینکه به سوریه می روم ممکن است نتوانم تا مدتی شاغل باشم، ولی وقتی دیدم بی تاب است و احساس تکلیف می کند، گفتم برو و تمام تلاشت را انجام دهید. اگر دیدی کاری از دستت برنمی آید برگرد.

زمانی که قرار شد به سوریه برود مدتی بود در محلی شاغل شده بود، جای آرام و خوبی بود اما وقتی سخنرانی مقام معظم رهبری را که فرمودند اگر مدافعان حرم نمی رفتند باید در همدان و کرمانشاه می جنگیدیم شنیدند، دیگر نتوانستند ماندن را تحمل کنند. گفت الآن برای رفتن احساس تکلیف می کنم. یکی از آشنایان گفت هنوز که مرجع تقلیدتان حضور در سوریه را تکلیف ندانستند، برای چه می روید. ایشان هم در جواب گفته بود «هنر آن است آدم حرف دل رهبرش را بفهمد، وگرنه عمل به حرفی که از زبان خارج شود لطفی ندارد و دیگر واجب است.»


منبع: دفاع پرس



اللهم الرزقنا توفیق شهادة  فی سبیلک
خوشا بسعادتشون
شادی روح مطهر این شهید بزرگوار
و شادی روح مطهر همه  ی شهدا از صدر اسلام تا به حال  صلوات

اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم واحشرنا معهم واهلک اعدائهم اجمعین
روحش شاد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد
الهی بحق عمه ی سادات «عجل لولیک الفرج»

یا زهرا سلام الله علیها


التماس دعای فرج















4 تشکر شده از کاربر قمرخانم برای ارسال مفید :
حریم قدس , مدافع حرم313 , محمدELE , محتاج خدا ,



  می پسندم 3     0  3 
 
 
تعداد پسند های ( 3 ) از این کاربر
تعداد آنلایک ها ( 0 ) از این کاربر

















امضای کاربر : قمرخانم


گزارش پست !


امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد



« مدافعی که از ابتدا زمینی نبود | سعيد زيست و سعيد از دنيا رفت »

 






فروشگاه اینترنتی





انجمن یاران منتظر

چت روم یاران منتظر

چت روم و انجمن مذهبی امام زمان



هم اکنون 06:37 بعداز ظهر