| آخرین ارسال ها |
| نوار پیام ها |
|
مدیریت پیام ها |
| امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد |
| اطلاعات نویسنده |
سه شنبه ۲۲ امرداد ۱۳۹۲ ۰۱:۴۹ بعد از ظهر
|
|||||
|
بانو
شماره عضویت :
70
حالت :
ارسال ها :
5195
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان :
580
دعوت شدگان :
2
اعتبار کاربر :
34701
پسند ها :
6794
تشکر شده : 6054
|
بسم رب الشهدا ..قبل از عملیات مطلع الفجر بود. جهت هماهنگی بهتر بین فرماندهان سپاه و ارتش جلسه ای برگزار شده بود. به جز من و ابراهیم سه نفر از فرماندهان ارتش و سه نفر از فرماندهان سپاه حضور داشتند. تعدادی از بچه ها هم در داخل حیاط مشغول آموزش نظامی بودند. اواسط جلسه بود همه مشغول صحبت بودند یکدفعه از پنجره اتاق یک نارنجک به داخل پرت شد! دقیقا وسط اتاق افتاد.از ترس رنگم پریدهمینطور که در کنار اتاق نشسته بودم سرم را در بین دستانم قرار دادم.و به سمت دیوار چمباتمه زدم! برای لحظاتی نفس در سینه ام حبس شد. بقیه هم مانند من هر یک به گوشه ای خزیده بودند. لحضات به سختی می گذشت اما صدای انفجار نیامد. خیلی آرام چشمانم را باز کردم. از صحنه ای که می دیدم خیلی تعجب کردم. آرام دستانم را از روی سرم برداشتم.سرم را بالا آوردم با چشمانی که از تعجب گرد شده بود گفتم آقا ابرام!! بقیه هم یک یک از گوشه و کنار اتاق سر هایشان را بلند کردند. همه با رنگ پریده وسط اتاق را نگاه می کردند. صحنه ی بسیار عجیبی بود در حالی که همه ما به گوشه و کنار اتاق خزیده بودیم ابراهیم روی نارنجک خوابیده بود! در همین حین مسئول آموزش وارد اتاق شد. با کلی معذرت خواهی گفت: خیلی شرمنده ام این نارنجک آموزشی بود. اشتباهی افتاد داخل اتاق. ابراهیم از روی نارنجک بلند شد. درحالی که تا آن موقع که سال اول جنگ بود چنین اتفاقی برای هیچیک از بچه ها نیفتاده بود... این مطلب قطره از اقیانوس جوانمردی های شهید ابراهیم هادی بود این مطلب قطره از اقیانوس جوانمردی های شهید ابراهیم هادی بود شهیدی که آخر به آرزویش که جز گمنامی نبود رسید و مهمان خاص فاطمه زهرا(س) شد.می پسندم 3 0 3 تعداد آنلایک ها ( 0 ) از این کاربر
|
|||||
|
|
|||||
| اطلاعات نویسنده |
سه شنبه ۲۲ امرداد ۱۳۹۲ ۰۴:۰۰ بعد از ظهر
[1]
|
|||
|
بانو
شماره عضویت :
28
حالت :
ارسال ها :
967
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان :
333
اعتبار کاربر :
3698
پسند ها :
590
تشکر شده : 1295
|
![]() حیات عند رب نقطه ی پایانی معراج بشریت است که به آن مقام جز با شهادت دست نمیتوان یافت . می پسندم 0
|
|||
|
|
|||
| امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد |
| موضوعات مشابه | ||||
| عنوان موضوع | نویسنده | پاسخ | بازدید | آخرین پاسخ |
| دوست ما…/ خاطره ای خواندنی از زندگی شهید ابراهیم هادی و عنایت امام زمان (عج) |
قمرخانم |
0 | 1357 | قمرخانم |
|
برچسب ها
|
| خاطره ، ای ، از ، شهید ، ابراهیم ، هادی ، |
|
|