| آخرین ارسال ها |
| نوار پیام ها |
|
مدیریت پیام ها |
| امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد |
| اطلاعات نویسنده |
پنجشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۴ ۰۱:۵۱ قبل از ظهر
|
|||||||
|
بانو
شماره عضویت :
1762
حالت :
ارسال ها :
460
جنسیت :
تعداد بازدیدکنندگان :
433
اعتبار کاربر :
9441
پسند ها :
444
تشکر شده : 922
|
سید110: سلام علیکم *سید110:* دوستان ما اهل سنت بزرگوار را دعوت کردیم در مورد افسانه عبدالله بن سبا بیان نظر بدهند و مناظره و بحث کنند. **سید110:** صرف متن گذاشتن یا کپی کردن فایدهای ندارد. **سید110:** عبدالله بن سباء یهودی پایهگذار اندیشه امامتی که شیعه به آن معتقد است: عبدالله بن سباء یهودی بود که در ظاهر به اسلام گروید و علی بن ابیطالب (رض) را به ولایت و دوستی گرفت. او در دوران یهودی بودنش درباره پیغمبر خدا یوشع بن نون افراط و غلو میکرد. در زمان مسلمانی و پس از فوت پیامبر خدا در مورد علی (رض) هم به افراط گرایید و اوست بنیانگذار اندیشه و حمایت و سرپرستی علی بر مسلمانان از طرف پیامبر خدا. در کتب: فرق الشیعه ص 33 و 32 اثر حسن بن موسی النوبختی، تنقیح المقال تألیف مامقانی ج 2 ص 184، کتاب الأنوار اثر نعمت الله جزایری ص 234، و سعدبن عبدالله قمی (از علمای شیعه در قرن سوم هجری) آمده است: عبدالله بن سباء نخستین کسی است که وجوب امامت علی را شایع کرد و دشمنی خود را با ابوبکر و عمر و عثمان و دیگر صحابه (رضی الله عنهم اجمعین) برملا ساخت و تکفیرشان کرد. از اینجا است که اساس شیعهگری از یهودیت نشأت میگیرد. الکافی کلینی ج 1 ص 545، من لا یحضره الفقیه صدوق ج 1 ص 213، علل الشرایع ص 344، الخصال ج 2 ص 108، تهذیب الأحکام طوسی ج 2 ص 322، اختیار معرفه الرجال ج 2 ص 108، الامالی ج 1 ص 234، وسائل الشیعه ج 18 ص 554. کشی در این باره آورده است: عبدالله بن سباء ادعای پیامبری مینمود. خبر به علی (رض) رسید و او را احضار کرد. ابن سباء اقرار کرد و گفت: بله به من الهام شده که تو خدایی و من نیز پیامبر. علی (رض) ابن سباء را بازداشت کرد و به او سه روز مهلت داد که از عقاید باطلش برگردد، اما ابن سباء بر عقیده خویش پافشاری کرد که در نهایت علی او را سوزاند (که عدهای از صحابه طبق حدیث پیامبر (ص) «لاتعذب بالنار الا رب النار» که هیچ کس حق عذاب با آتش را ندارد جز خداوند، از ایشان اشکال گرفتند و دیگر چنین نکرد) و گفت: شیطان او را فریب داده و چنین اباطیلی را به ذهن او القا نموده است. رجال الحدیث ص 76 و خویی در رجال الکشی ج 11 ص 205 و 207. در نتیجهٔ نقش ابن سباء در تأسیس عقاید شیعه، مرتضی العسکری کتابی را درباره ابن سباء نگاشت و داستان ابن سباء را به نام سیف بن عمر جعل کرده که سخنان او نه تنها واقعیت ندارد بلکه مطالب بسیاری غیر از اخبار سیف بن عمر درباره ابن سباء وجود دارد که در بسیاری از کتب شیعه شخصیت ابن سباء را اثبات میکند به شرح ذیل: الغارات ثقفی، رجال طوسی، الرجال حلی، قاموس الرجال تستری، دایره المعارف موسوم به مقتبس الاثر اعلمی الحائری، الکنی و الألقاب عباس القمی، حل الاشکال احمد بن طاووس متوفی 673 هجری، الرجال ابن داود، التحریر طاووسی، مجمع الرجال قهبانی، نقدالرجال تفرشی، جامع الرواه مقدسی اردبیلی، مناقب آل ابیطالب ابن شهر آشوب، مرأة الأنوار محمد بن طاهر عاملی و ... واحد تحقیقات و پژوهش عبدالرحمن حسینزاده **سید110:** الان این متن رو یکی از به اصطلاح اساتید و مدیران گروه شبکه مناظره شیعه و سنی گذاشته. **سید110:** خوب ما میگوییم تشریف بیارند اینجا از این متنشان دفاع کنند. **سید110:** مثلاً دارند این جا تهمتهایی رو به علامه عسکری (رض) میزنند. **عبادی:** ضمنًا آقا زبیر، کتاب «الباب فی تهذیب الانساب» از اسمش معلومه در چه موضوعی هست. و نکته خندهدار اینه که نویسنده این کتاب ابن الاثیر الجزری هستش نه عبدالحسین شرفالدین. سلام سید بزرگوار. **سید110:** در حالی که ایشان در سه جلد تنها به بررسی این افسانه از مسانید و مصادر اهل سنت پرداخته. سلام استاد عبادی. یه متن بالا دقت کن استاد عبادی؟ **سید110:** یه دونه از روایاتی که مثلاً آدرس داده نیاورده؟ اگر حاضرید شروع کنیم و یه بررسی کنیم. **عبادی:** کدوم متن؟ **سید110:** جناب زبیر این دیدگاه رو ما از کتب معتبر شما بررسی میکنیم. شما هم اگر ردّی داشتید عنوان کنید. **عبادی:** هههههه، متن کتاب رو بیار که گفته همه صحابه کافر هستند. **سید110:** آقای عبادی؟ بریم سره عبدالله ابن سبا؟ **عبادی:** بریم. **سید110:** دیشب هم استاد عالمانه شروع کردن و استارت زدند. **عبادی:** فقط سید یه لحظه. **سید110:** ما میخواهیم اثبات کنیم که این روایت افسانهای بیش نیست. وقتی پای مناظره با سلفیت پیش میاد سریع متونی مثل متن بالا رو پیش میکشند که شیعه مؤسسش فردی یهودی بنام عبدالله بن سباء هست. در حالی که این افسانهای بیش نیست. **کمال دیوبندی:** ابن سبا حقیقت است و انکارش مثل انکار قرص خورشیده. **سید110:** خب آقای دیوبندی شما میخواهی مناظره کنی؟ درباره عبدالله ابن سبا. **کمال دیوبندی:** بله. منتظرم. **سید110:** منتظر چی؟ ما این مسئله رو مطرح کردیم. شما بیا ثابت کن از روایات خودتان. **کمال دیوبندی:** و همچنین روایاتتان را از معصوم. ههههه. زمانی که میتونی پاسخ بدی که کل کتب و علمایت رو زیر سوال ببری. **سید110:** گوش بدی برات توضیح میدم. لابد خیال کردی شق القمر کردی. **کمال دیوبندی:** چی ثابت کنم؟ در مناظرات از کتب طرف مقابل ثابت میکند که... **حاضرین:** یه کم استدلالی بحث کن، صحت احادیث ثابت کن. **سید110:** بله. همین طور است. اما وقتی ما به کتاب شما استدلال کردیم باید ازش دفاع کنی، این رو که دیگه میدونی؟ اینها روایات کشی هست. **کمال دیوبندی:** من میگم شیعه حدیث صحیح نداره و هر چه آید خوش آید. **حاضرین:** این یعنی اینکه شما تعصب داری. **سید110:** خیر، ما از اهل سنت اتفاقاً از این ناراحت هستید که شیعه مسلط به کتب شما هست. **حاضرین:** تعصب میدونی یعنی چی؟ **کمال دیوبندی:** شما که خودتان آرش روایت دارید دیگر به کتب ما چه کار دارید ههه. **حاضرین:** شما روایات رو تک تک بذار تا بررسی کنیم. **سید110:** دیدی اهل بحث نیستی، میخواهی فرار کنی. **عبادی:** آقا 0174 جواب سوالم رو بده: اولین بار و اولین شخصی که ماجرای بن سبا رو مطرح کرد چه کسی بود و از زبان چه شخصی؟ **سید110:** کلاً ما پنج روایت در این مورد داریم، جوابش هم داریم. در ضمن شما ببین چند روایت داری؟ آیا جوابش رو داری؟ **حاضرین:** نداره، فقط کپی بلده. **کمال دیوبندی:** چرا نیستم. بودن شاخ و دم دارد. به روایات و تصریح علمایت چی جواب میدی؟ **سید110:** ما منتظریم. **کمال دیوبندی:** وقال سعد بن عبد الله الأشعري القمي في معرض كلامه عن السبئية: السبئية أصحاب عبد الله بن سبأ، وهو عبدالله بن وهب الراسبي الهمداني، وساعده على ذلك عبدالله بن خرسي وابن اسود وهما من أجل الصحابة، وكان أول من أظهر الطعن على أبي بكر وعمر وعثمان والصحابة وتبرأ منهم. - المقالات والفرق ص 20 - وذكر ابن ابي حديد أن عبدالله بن سبأ قام الى علي وهو يخطب فقال له: أنت أنت، وجعل يكررها، فقال له علي: ويلك من أنا؟ فقال: أنت الله. فأمر بأخذه وأخذ قوم كانوا معه على رايته. - شرح نهج البلاغة 5/5 - **حاضرین:** شرح نهج البلاغه. **عبادی:** ههههههه 0174 کپی نکن بیا بحث کن. **سید110:** ابن ابی الحدید از علمای ما هست؟ **حاضرین:** اینم شد آدرس. **عبادی:** این حدید که سنی هست ههخههههه. **حاضرین:** شما از کدوم کتب سند میفرستی؟ **عبادی:** عجب. **سید110:** دوستان میگم اول ابن ابی الحدید رو میخواهید براش ثابت کنیم شیعه بوده یا سنی؟ این بنده خدا پرت است. **حاضرین:** آره. **سید110:** ثابت کن ابن ابی الحدید از علمای شیعه هست؟ اول اینو اثبات کن تا بریم بعدی. **عبادی:** اگر ثابت کردی ابن حدید شیعه هست قبولش دارم. **کمال دیوبندی:** ابن ابی الحدید شیعه غالی بوده نه شیعه ساده. خودش در میان اصحاب علی (رض) جا زده بود و ملت را بیچاره کرد با عقاید پوچش. روایت از معصوم نخواندی. تحقیقت از آغا بزرگ تهرانی بالاتره؟ **سید110:** خب اثبات کن. قرار شد ثابت کنی. **عبادی:** چه جواب قانعکنندهای. **سید110:** در ضمن ادله بیار، شکلک برای ما نشد نون و آب. **حاضرین:** اسمشو دقیق میفرستی. **کمال دیوبندی:** صبر کنید گرچه بحث را عوض کردید. **سید110:** ما صبوریم بفرمایید. **عبادی:** شما ثابت کن ابن حدید شیعه هست. بسم الله. اول بگو شیعه به چه کسی گفته میشود؟ **حاضرین:** عبدالحمید بن هبه الله بن محمد بن الحسین بن ابی الحدید، ابو حامد، عزالدین، عالم بالادب، من اعیان المعتزله، له شعر جید و اطلاع واسع علی التاریخ، ولد فی المداین، وانتقل الی بغداد، و خدم فی الدواوین السلطانیه، و برع فی النشاء، و کان حظیاً عند الوزیر ابن العلقمی. - الاعلام للزرکلی - **حاضرین:** معتزلی از فرق کلامی اهل تسننه. حرف العین / عب / ابن ابی الحدید. **سید110:** عز الدين ابن أبي الحديد: وقال (ابن الشعار): عبد الحميد بن أبي الحديد كاتب فاضل أديب ذو فضل غزير وأدب وافر وذكاء باهر، خدم في عدة أعمال سواداً وحضرة، آخرها كتابة ديوان الزمام. تأدب على الشيخ أبي البقاء العكبري ثم على أبي الخير مصدق ابن شبيب الواسطي، واشتغل بفقه الإمام الشافعي وقرأ علم الأصول، وكان أبوه يتقلد قضاء المدائن، وله كتاب العبقري الحسان في علم الكلام والمنطق والطبيعي والأصول والتاريخ والشعر؛ وراجع صفحات متفرقة من الحوادث الجامعة. وفيات الأعيان ج 7، ص 342، رقم 283. **سید110:** خوبه نظر علما تون رو هم ببینی؟ علماي ديگر اهل سنت بيشتر عقيده اعتزال او را مطرح مي كنند و اين به اين معنا است كه هر گاه فردي عقيده اعتزال داشت ، ديگر امامي مذهب نيست و عقايدش با اماميه فرق مي كند. نويسنده فوات الوفيات اينگونه مي گويد: عز الدين ابن أبي الحديد: عبد الحميد بن هبة الله بن محمد بن محمد بن أبي الحديد، عز الدين المدائني المعتزلي الفقيه الشاعر.... ومن تصانيفه ..... وشرح نهج البلاغة في عشرين مجلد. در حاشيه رقم 1 مي گويد: وقال فيه ابن الشعار: ((خدم في عدة أعمال سواداً وحضرة آخرها كتابة ديوان الزمام، تأدب على الشيخ أبي البقاء العكبري ثم على أبي الخير مصدق ابن شبيب الواسطي، واشتغل بفقه الإمام الشافعي وقرأ الأصول، وكان أبوه يتقلد قضاء المدائن)) فوات الوفيات ج2، ص 259، ذيل ترجمه عز الدين ابن أبي الحديد. **سید110:** حالا میشه نظر بدی؟ کجا شدی دیوبندی؟ **عبادی:** استاد حرف خود ابن ابی الحدید کافیه که خطاب به حضرت امیر (علیه السلام) میگه: مذهب اعتزال را به عنوان دین برای خود انتخاب کردم و به خاطر تو شیعیان را دوست میدارم. **سید110:** بله احسنت. **حاضرین:** اول کتابش میدونید چی میگه؟ **سید110:** استاد محمد ابوالفضل ابراهیم محقق شرح نهج البلاغة ابن ابی الحدید در مقدمه اش بر این شرح یکی از قصائد ابن ابی الحدید را - که در مدح آقا امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه است - از کتاب العلويات السبع 16، 17 نقل می کند که ابن ابی الحدید در این قصیده شیعه بودنش را نفی می کند. و آن قصیده این است: «وَرَأَيْتُ دِينَ الاعْتِزَالِ وَأَنَّنِي أَهْوَى لِأَجْلِكَ كُلَّ مَنْ يَتَشَيَّعُ» خطاب به حضرت امیر علیه السلام می گوید: مذهب اعتزال را به عنوان دین برای خود انتخاب کردم و به خاطر تو شیعیان را دوست می دارم. شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - مقدمة المحقق، ج 1، ص 14. زرکلی هم در «الأعلام» همین مطلب را می گوید: عبد الحميد بن هبة الله بن محمد بن الحسين بن أبي الحديد، أبو حامد، عز الدين: عالم بالادب، من أعيان المعتزلة... له (شرح نهج البلاغة - ط) ... . الأعلام ج3، ص 289، ذيل ترجمه عبد الحميد بن هبة الله بن محمد بن الحسين بن أبي الحديد. **سید110:** نظر ابن ابی الحدید خطاب به علی علیه السلام؟ **سید110:** «وَرَأَيْتُ دِينَ الاعْتِزَالِ وَأَنَّنِي أَهْوَى لِأَجْلِكَ كُلَّ مَنْ يَتَشَيَّعُ» خطاب به حضرت امیر علیه السلام می گوید: مذهب اعتزال را به عنوان دین برای خود انتخاب کردم و به خاطر تو شیعیان را دوست می دارم. شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - مقدمة المحقق، ج 1، ص 14. **سید110:** آقای دیوبندی هستی برادر؟ **عبادی:** آقا 0174 چرا فقط متنها را میخوانی؟ بسم الله جواب بده. **حاضرین:** ابن ابی الحدید در کتاب شرح نهج البلاغه میگه: «الحمدلله الذی فضل المفضول علی الفاضل.» هم اعتراف به فضل حضرت علی میکنه و هم اعتراف به سنی بودنش. **عبادی:** نحن ابناء الدلیل أین ما مال نمیل. **سید110:** آیا سنی بوده یا شیعه؟ **حاضرین:** احتمالاً سنی. **سید110:** خب ما منتظر پاسخ هستیم. جناب عبادی و عبدالزهرا؟ توجه داشته باشید بازم اون شبهه صحابینشات گرفته از نظرات ابن تیمیه ملعون بود. **عبادی:** سید سوالی داشتم از شما درباره ابن حدید. **سید110:** جانم، بفرمایید. **عبادی:** اگر به عنوان شیعه قبولش ندارید پس سنی هم نیست. اما یادتان باشد که شیعهها یک فرقه نیستند. او بی شک شیعه است، حالا اگر 12 امامی نباشد یک چیز دیگر، اما سنی نیست. **سید110:** ببین من میگم اهل سنت هست، اما اهل سنتی که منصف است به خاطر نقل منصفانه وقایع تاریخی. میگم سنی هست براش دلیل دارم. **عبادی:** خب باشه سنی نیست. بنظر شما عجیب نیست که از جهت اصولی معتزله است و از جهت فقهی شافعی، اما سنی نیست؟ **سید110:** چون هیچ شیعهای از هیچ فرقی به این تصریح نداره که امام علی امامت و خلافتش بلا فصل نیست. او معتقد است هیچ روایت و نص صریحی مبنی بر خلافت بلا فصل حضرت امیر صلوات الله وسلامه علیه از طرف رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نداریم. به این عبارات توجه کنید: «ومن تأملها وأنصف، علم أنه لم يكن هناك نص صريح ومقطوع به لا تختلجه الشكوك ولا تتطرق إليه الاحتمالات، كما تزعم الامامية فإنهم يقولون إن الرسول ص نص على أمير المؤمنين ع نصا صريحا جليا..... ولا ريب أن المنصف إذا سمع ما جرى لهم بعد وفاة رسول الله ص، يعلم قطعا أنه لم يكن هذا النص، ولكن قد سبق إلى النفوس والعقول أنه قد كان هناك تعريض وتلويح، وكناية وقول غير صريح، وحكم غير مبتوت، ولعله ص كان يصده عن التصريح بذلك أمر يعلمه، ومصلحة يراعيها، أو وقوف، مع إذن الله تعالى في ذلك.» شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 2 - ص 59 **سید110:** کدام شیعه اینو میگه؟ یا در مورد شهادت حضرت زهرا (س) از مهاجمین به خانه حضرت دفاع میکند: «فأما الأمور الشنيعة المستهجنة التي تذكرها الشيعة من إرسال قنفذ إلى بيت فاطمة ع، وإنه ضربها بالسوط فصار في عضدها كالدملج وبقي أثره إلى أن ماتت، وأن عمر أضغطها بين الباب والجدار، فصاحت: يا أبتاه يا رسول الله! وألقت جنينا ميتا، وجعل في عنق على ع حبل يقاد به وهو يعتل، وفاطمة خلفه تصرخ ونادى بالويل والثبور، وابناه حسن وحسين معهما يبكيان. وأن عليا لما أحضر سلموه البيعة فامتنع، فتهدد بالقتل، فقال: إذن تقتلون عبد الله وأخا رسول الله! فقالوا: أما عبد الله فنعم! وأما أخو رسول الله فلا. وأنه طعن فيهم في أوجههم بالنفاق، وسطر صحيفة الغدر التي اجتمعوا عليها، وبأنهم أرادوا أن ينفروا ناقة رسول الله ص ليلة العقبة، فكله لا أصل له عند أصحابنا، ولا يثبته أحد منهم، ولا رواه أهل الحديث، ولا يعرفونه، وإنما هو شئ تنفرد الشيعة بنقله.» شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 2 - ص 60 **سید110:** کدام شیعه این رو قبول میکنه حالا با هر فرقهای؟ حالا کی میخواد بگه اون شیعه هست؟ **عبادی:** من میگم شیعه هست، دلیل دارم. **سید110:** خب اول دلیلهای منو رد کن، مخصوصاً دلیل اولم رو. **سید110:** «ومن تأملها وأنصف، علم أنه لم يكن هناك نص صريح ومقطوع به لا تختلجه الشكوك ولا تتطرق إليه الاحتمالات، كما تزعم الامامية فإنهم يقولون إن الرسول ص نص على أمير المؤمنين ع نصا صريحا جليا.....» شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 2 - ص 59 **عبادی:** همین شرح، دلیلی است بر شیعه بودن او. زیرا در نهج البلاغه اش نوشته است: «عمر حق علی را خورده است.» اگر ابن ابی الحدید نقدی بر نهج البلاغه مینوشت مسئلهای نبود، اما او شرح نوشته است. **سید110:** گفتم سنی منصف بوده، این که دلیل نمیشود. **حاضرین:** اولش هم چیزی گفته که معلوم میشه سنی بوده. **عبادی:** همین شرح دلیلی است بر شیعه بودن او زیرا در نهج البلاغه اش نوشته است: «عمر حق علی را خورده است.» اگر ابن ابی الحدید نقدی بر نهج البلاغه مینوشت مسئلهای نبود، اما او شرح نوشته است. **سید110:** عبادی جان به یک نکته توجه کن. **حاضرین:** آلبانی هم گفته که عایشه خروجش اشتباه بوده، این اعتراف دلیل بر شیعه بودنش میشه؟ ابن ابی الحدید در کتاب شرح نهج البلاغه میگه: «الحمدلله الذی فضل المفضول علی الفاضل.» هم اعتراف به فضل حضرت علی میکنه و هم اعتراف به سنی بودنش. این دو دلیل رو خوب توجه کن. **عبادی:** اونا که نمیان از عالمشون دفاع کنن، من میکنم. **سید110:** میگه هیچ روایت صریح و روشنی به گونهای که هیچ شک و احتمالی در آن راه نداشته باشد نداریم، بر خلاف نظر امامیه که گمان میکنند رسول خدا (ص) در روایت صریح و روشن آشکار علی را به عنوان خلیفه بلافصل خود معرفی کرده است. احسن عبدالزهرا. **عبادی:** خب. **سید110:** اونم باز نظر شیعه نیست. یا حتی کفر ابوطالب (ع). به این توجه کن. **عبادی:** شما بفرما بگو همین شرح دلیلی است بر شیعه بودن او زیرا در نهج البلاغه اش نوشته است: «عمر حق علی را خورده است.» اگر ابن ابی الحدید نقدی بر نهج البلاغه مینوشت مسئلهای نبود، اما او شرح نوشته است. **سید110:** «واختلف الناس في إيمان أبى طالب فقالت الامامية وأكثر الزيدية: ما مات إلا مسلما. وقال بعض شيوخنا المعتزلة بذلك، منهم الشيخ أبو القاسم البلخي وأبو جعفر الإسكافي وغيرهما» شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 14 - ص 65 - 66. «قلت: فأما أنا فإن الحال ملتبسة عندي، والاخبار متعارضة، والله أعلم بحقيقة حاله كيف كانت .... فأنا في أمره من المتوقفين.» شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 14 - ص 82 **سید110:** خب کدوم شیعه این نظر رو داره؟ پس با ادله متقن اثبات کردیم او سنی است. اگر دوستان اهل سنت ردّی دارند بفرمایند. **عبادی:** شما جواب سوالم رو ندادید. همین شرح دلیلی است بر شیعه بودن او زیرا در نهج البلاغه اش نوشته است: «عمر حق علی را خورده است.» اگر ابن ابی الحدید نقدی بر نهج البلاغه مینوشت مسئلهای نبود، اما او شرح نوشته است. **سید110:** تازه من میگم میدونی عبدالزهرا چرا میگه در مورد ابوطالب (ع) من توقف میکنم و نظری نمیدم؟ عزیزم کسی که چیزی رو شرح میده باید امانتدار باشه. چند تا خطبه بیارم که علی (ع) گفته حقش رو خوردن؟ پس اون شرط امانت به جا آورده. صبر کن. **سید110:** خطبه 3 ص 45 شکوه از ابابکر و غصب خلافت. خطبه 3 ص 45 بازی ابوبکر با خلافت. خطبه 3 ص 47 شکوه از عمر و ماجرای خلافت. شکوه از شوری عمر ص 47 خطبه 3. شکوه از عثمان خطبه 3 ص 47. خطبه 5 ص 51 فلسفه سکوت علی (ع). ص 53 خطبه 8 پیمان شکنی زبیر. ص 53 خطبه 8 شناخت طلحه و زبیر. ص 55 خطبه 10 آگاهی برای مقابله با اصحاب جمل. و خیلی خطبات و نامههای دیگه که وقت نیست. حالا ازت سوال میکنم عبادی جان؟ **عبادی:** بله بفرمایید. البته بنده هم سوال دارم. **سید110:** کسی که شرح کتابی رو مینویسه باید شرط امانت رو رعایت بکنه یا نه؟ آیا حتماً باید شیعه باشه تا این شرط رو رعایت کنه؟ یا انصاف کافیه؟ هم جواب بده هم سوال بکن. **عبادی:** خیر باید امانتدار باشه وگرنه از طرف رجالین حذف میشه. سوالم اینه که... **سید110:** خب. **عبادی:** ابن ابی الحدید در قرن هفتم زندگی میکرد! چرا شما از او حدیث نقل میکنید؟ آیا بر او وحی نازل میشد؟ اگر او حدیثی در کتابش آورده، حتماً از یک کتاب اصلی نقل قول کرده است. چرا شما از کتاب اصلی اهل سنت نقل قول نمیکنید؟ **سید110:** اول این که مگه هر کسی قرن هفتم زندگی میکرده شیعه بوده؟ خیلی از علمای اهل سنت مال همین قرن هستند و اتفاقاً در این قرن خود ایران هم مذهب رسمی اهل سنت بوده. دیگه لزومی نداره ما نقل کنیم، اون شارح هست و مثل الان میتونه منابع رو در آخر بیاره. **عبادی:** آقای تهرانی سلام بفرمایید مباحثه. **سید110:** کمال آقا میخواهی مناظره کنی بسم الله. **عبادی:** آقا سید بفرمایید خاص. **سید110:** چه کسی گفته است که ما اگر روایت در سایر کتب آمده باشد و سایرین به آن اقرار کرده باشند، ما به آن استناد نمیکنیم؟ البته اقرار یک عالم سنی (ابن ابی الحدید) به اندازه خودش مورد استناد است. پس ابن ابی الحدید یک عالم سنی است. **عبادی:** آقا سید این در نزد سنیها یک اصل ثابت است که ابوطالب کافر از دنیا رفته. تمام مفسرین ما آیه «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ» (قصص) را در باره او میدانند. حدیثهای کفر او در بخاری و مسلم است. در ماجراهای مختلف در بابهای مختلف سخنانی از رسول الله است که کفر او را ثابت میکند. پس ابن ابی الحدید که اینها را قبول ندارد نمیتوانید بگویید که او سنی است. **سید110:** قبول ندارد؟ قبول داره. **کمال دیوبندی:** اگر سنی بوده دیوانه بوده بره شرح نهج البلاغه بنویسه که اهل سنت قبولش ندارند. **حاضرین:** پس محمد عبده هم دیوانه بود. **سید110:** ابن ابی الحدید معتقد است نقلها مختلف است، بعضی حاکی از کفر ابوطالب است و روایات زیادی که حکایت از اسلام او دارند. در نهایت میگوید: من در این زمینه توقف میکنم و حکمی نمیدهم. «واختلف الناس في إيمان أبى طالب فقالت الامامية وأكثر الزيدية: ما مات إلا مسلما. وقال بعض شيوخنا المعتزلة بذلك، منهم الشيخ أبو القاسم البلخي وأبو جعفر الإسكافي وغيرهما.» شرح نهج البلاغة - ابن أبي الحديد - ج 14 - ص 65 - 66. سوال آقای عبادی؟ چرا اگر شیعه بوده گفته من در این زمینه توقف میکنم و حکمی نمیدهم؟ حرف شیعه که مشخص است در این مورد. **عبادی:** شما جواب منو بدید. **حاضرین:** عبادی جان دوباره بپرس. **کمال دیوبندی:** محمد بن عبده چی بوده؟ **عبادی:** آقا سید این در نزد سنیها یک اصل ثابت است که ابوطالب کافر از دنیا رفته. تمام مفسرین ما آیه «إِنَّكَ لَا تَهْدِي مَنْ أَحْبَبْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ» (قصص) را در باره او میدانند. حدیثهای کفر او در بخاری و مسلم است. در ماجراهای مختلف در بابهای مختلف سخنانی از رسول الله است که کفر او را ثابت میکند. پس ابن ابی الحدید که اینها را قبول ندارد نمیتوانید بگویید که او سنی است. **تهرانی:** سلام بر دوستان عزیز. **عبادی:** سلام آقای تهرانی. **سید110:** الان بهتون میگم. سلام بر شما استاد تهرانی. **سید110:** به عکس، گروهی از علمای اهل سنت در مورد حضرت ابوطالب مخالفت کردهاند و حتی عدهای این آیه را دلیل بر حرمت بغض جناب ابوطالب میدانند! زیرا پیامبر ایشان را دوست داشته است و تولی کفار حرام است! و ... البته سایرین انتهای آیه را نمیبینند که «وَلَكِنَّ اللَّهَ يَهْدِي مَنْ يَشَاءُ» مانند آیه «وَمَا رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَلَكِنَّ اللَّهَ رَمَى»! این آیه منکر هدایت ابوطالب نمیشود! میگوید اگر هدایت شود خداست که او را هدایت کرده است! نه پیامبر! برای همین ابن ابی الحدید مانده و گفته اینجا من توقف میکنم و تقیه کرده؟ **حاضرین:** بله سنی بوده. **تهرانی:** ما مثل یک دانشآموز به بحث جذابتان گوش میکنیم. **عبادی:** آقای 0174 او تنها عالم سنی نیست که بر نهج البلاغه شرح نوشته است! علمای دیگری نیز بودهاند! و حتی گروهی از آنان درباره آن تحقیق مفصل کردهاند! نسخه نهج البلاغه صبحی صالح سنی یکی از همین موارد است. **کمال دیوبندی:** ههههه. دلیل. **سید110:** آقا کمال یک حرفی، یک سخنی؟ هههه که نشد بحث علمی؟ استاد تهرانی ما داریم نزد شما اساتید درس پس میدهیم. بزرگوارید. **حاضرین:** دوستان سوال و جواب دیشب بنده در باب وثاقت گزارههای تاریخی را مطالعه کرده باشند، این موارد درست میشه بحمدالله. **عبادی:** آقا سید بعضی از علمای معاصر شیعه نیز، او را هممذهب خود میدانند. حتی اگر چنین باشد باز باید مدارک را ملاحظه کرد! آقای 0174 مدرک ارائه کردند، در این چه جوابی دارید؟ **کمال دیوبندی:** معتزلهٔ شیعه. معتزلهٔ شیعه [مُ تَ زِ لَ / لِ یِ عَ / عِ] (اِخ) کسانی از معتزله که با شیعه در مسئلهٔ امامت قریبالعقیده بوده و یا شیعیانی که در بعضی از اصول به عقاید اهل اعتزال نزدیک میشدهاند. (خاندان نوبختی ص 264). و رجوع به معتزله شود. **سید110:** بله استاد مهدی، البته اگر ادبیاتش را فهمیده باشند ان شاءالله. **حاضرین:** جرج جرداق مسیحی بر نهج البلاغه شرح میزنه، ولی اهل سنت میگه نهج البلاغه رو قبول ندارن. خخخخخخخ. بنازم به مسیحیت که مولا رو شناخت ولی این برادرای سنی ما نشناختن. **حاضرین:** خوب ابن ابی الحدید هم مثل همینه و باید دوستان مطالعه کنند و تضییع اوقات نکنند. **سید110:** سوال آقای کمال دیوبندی: اعتزال برای شیعه فقط هست؟ شما حاضری بگید نظام و ابو هاشم جبایی و ابو علی جبایی شیعه بودن؟ اول این که مدارکی من ندیدم. در ثانی به قول شما هر مدرکی باید از منظر وثاقت و اینکه صحیح هست بررسی بشه. آیا مدرکی دارید آقای کمال دیوبندی؟ **حاضرین:** ♨️ اگر سنی بوده دیوانه بوده بره شرح نهج البلاغه بنویسه که اهل سنت قبولش ندارند. عبدالزهراء: جرج جرداق مسیحی بر نهج البلاغه شرح میزنه، ولی اهل سنت میگه نهج البلاغه رو قبول ندارن. **عبادی:** آقا سید مباحثه خوبی بود. **سید110:** در ضمن کی میگه معتزله در مسئله امامت با شیعه همعقیده هست؟ ممنونم از شما، همین طور برای من. **عبادی:** یک سوالی دارم درباره ابن حدید بپرسم. **سید110:** بذار نظر معتزلیون رو در مورد امامت براش بنویسم. **عبادی:** سید اجازه هست سوال کنم؟ **سید110:** دیدگاه جبائیان از متکلمان معتزلی این است که فلسفه وجوب امامت، اقامه حدود الهی است و آن از وظایف شئون امام هست نه دیگران، بنابراین باید امامی در خارج باشد که به این امر مهم اقدام کند. **کمال دیوبندی:** معتزلهٔ شیعه. معتزلهٔ شیعه [مُ تَ زِ لَ / لِ یِ عَ / عِ] (اِخ) کسانی از معتزله که با شیعه در مسئلهٔ امامت قریبالعقیده بوده و یا شیعیانی که در بعضی از اصول به عقاید اهل اعتزال نزدیک میشدهاند. (خاندان نوبختی ص 264). بقلم دهخدا. شیعه معتزله زیاده. **سید110:** آیا دهخدا از علمای شیعه هست یا علمای ادبیات فارسی؟ بفرما آقای عبادی؟ **عبادی:** دهخدااااااااااااا؟ **کمال دیوبندی:** بابا شیعه است. چند راه دارید: 1- یا اعتراف کنید شیعه هست. 2- یا حرف علمایی که ردیف کردم رد کنید و تحقیقشان را زیر سوال ببرید. 3- یا تقیه میکرده. 4- یا فیمابین بوده، لا اله الا هولاء مذبذبین ذلک و... **حاضرین:** شما حاضری بگید نظام و ابو هاشم جبایی و ابو علی جبایی شیعه بودن؟ **سید110:** واقعاً دوستان اگر به مطالبی علم ندارید ننویسید. **عبادی:** سید شیعههای دوازده امامی تا این اواخر میگفتند وفات فاطمه ... و نمیگفتند شهادت فاطمه! پس عدم اعتقاد ابن ابی الحدید به کشته شدن فاطمه، شیعه بودن او را نفی نمیکند. **سید110:** اما امور زشت و مستهجنی که شیعیان در مورد اینکه قنفذ را به درب خانه فاطمه فرستادند و او هم با تازیانه فاطمه را مورد ضرب و شتم قرار داد و بازوی او چنان ورم کرده و بالا آمده بود که شبیه دستبند شده بود و اثر آن تا زمان وفات ایشان باقی بود، و اینکه عمر او را بین در و دیوار تحت فشار قرار داد و او فریاد میزد یا أبتاه یا رسول الله و در این هنگام جنین او سقط شد، و به گردن علی ریسمان انداختند و او را میکشیدند و او مقاومت مینمود و فاطمه پشت سر او آه و ناله میکرد و حسن و حسین با هم گریه میکردند، و وقتی علی را آوردند به او گفتند بیعت کن، او ممانعت کرد، پس او را تهدید به قتل کردند، پس ایشان گفت: اگر مرا بکشید در این صورت بنده خدا و برادر رسول خدا را کشتهاید! پس آنها گفتند: اینکه گفتی بنده خدا درست است ولی اینکه گفتی برادر رسول خدا صحیح نیست (یعنی تو برادر رسول خدا نیستی). و علی (علیه السلام) در مقابل، نفاق آنها را به آنها گوشزد نمود، و نوشتن... به این متن توجه کن جناب عبادی عزیز؟ **عبادی:** خ ا ص. **سید110:** در عین این که؟ **کمال دیوبندی:** مسیحی داری مذهب نیست و بر کتب اهل سنت و حتی بر قرآن تفسیر دارند، دلیلک او هن من بیت العنکبوت. **سید110:** لفظ وفات اعم از شهادت و مرگ طبیعی است! یعنی استفاده از لفظ وفات، منافات با شهادت ندارد! پیامبر به اجماع امت مسموم شدند و به شهادت رسیدند، اما در مورد ایشان لفظ وفات به کار میرود! اما منکر کل ماجرای هجوم و شهادت شدن، امری دیگر است. که همین مطلب را ابن ابی الحدید در متن بالا به آن اشاره دارد. پس این حرف مردوده. **عبادی:** یک سوال دیگه و تمام سید. **سید110:** بفرمایید. **عبادی:** حالا شما میگویید ابن ابی الحدید که حتی این حدیثهای متفق علیه را قبول نداشت، پس چطور میتوانست سنی باشد؟ **سید110:** اظهر من الشمس است. اگر کسی یک بار همه متون بالا را بخواند متوجه رفع همه این شبهات میشود. به علاوه این که به عکس نظر این شخص، علمای متأخر اهل سنت حتی در روایات متفق بخاری و مسلم اشکال کردهاند! و این یکی از اشکالات ما به علمای متأخرین است که چرا خلاف مبنای همه سلف خود عمل کردهاید! در واقع این اشکال به اهل سنت وارد است که چرا علمای شما دچار تناقضگویی شدهاند. **حاضرین:** داداش کلام امیرالمؤمنین رو فهمیدن ولی شما نه. مهم اینه. **سید110:** خب شاید الان بعضی از دوستان بگویند این که ایشون سنی بوده یا شیعه چه دخلی به ما داره که دارید این همه بحث میکنید؟ در پاسخ این دوستان میگوییم: وقتی ما به روایات این عالم اهل سنت احتجاج میکنیم، برادران اهل سنت معترض ما میشوند که بله ما این عالم رو قبول نداریم چون شیعه هست. جالب این که الان این دوستمون دیگه پا رو فراتر گذاشت به عنوان یک عالم شیعی ایشون رو معرفی کرد و ازش روایت آورد برای استدلال. پس مجبور شدیم اثبات کنیم که این عالم سنی هست، همین. جانم بفرمایید. **عبادی:** در این حدیث بالا رسول الله میگوید شاید که شفاعت من در روز قیامت به ابوطالب کمک کند و او را بر سطح آتش بیاورد و فقط تا غوزک پا در آتش باشد اما مغزش از این آتش به جوش میآید. **حاضرین:** شبیه داستانهای الف لیله و لیله بود. این حدیث صحیح هستش؟ در کتب شیعه هست؟ **سید110:** آدرس و سند روایت؟ این روایت مخالف نص صریح قرآن است! زیرا قرآن میفرماید: در روز قیامت شفاعت هیچ سودی به کفار نخواهد داد! چگونه شفاعت پیامبر برای ابوطالب کافر فایده خواهد داشت؟ این که تناقض آشکار با قرآن هست؟ **عبادی:** من دیگه حرفی ندارم. **حاضرین:** امام علی میفرماید: «لو شفع ابی لکل مذنب علی وجه الارض لشفعه الله تعالی.» **سید110:** پس باید این روایت را کوبید به دیوار. لطف کن منبعش رو هم بذار. **عبادی:** سید یک سوال دیگه: ابن ابی الحدید چرا نزد شما عزیز است و نزد اهل سنت بیاهمیت؟ **سید110:** عزیز که چه عرض کنم، ولی به خاطر انصافش و بیان واقعیات من به شخصه براش احترام قائلم. **سید110:** تازه در مورد علمای اهل سنت هم این صادق است: به همان دلیل که سنن نسائی با وجود ارزش علمی به اندازه صحیح مسلم به اندازه آن اعتبار ندارد! زیرا نسائی کمی از حقایق را ذکر میکرد. **سید110:** دیگه فکر کنم کافی باشه عبادی جان. ---
ویرایش موضوع توسط : admin
در تاریخ : دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ ۰۹:۲۶ بعد از ظهر
می پسندم 1 0 1 تعداد آنلایک ها ( 0 ) از این کاربر
|
|||||||
|
|
|||||||
| امکان افزودن پاسخ به این موضوع وجود ندارد امکان افزودن موضوع در این بخش وجود ندارد |
|
|